تفسیر سوره مبارکه لیل – جلسه دوّم


آیات مورد بحث


فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى ﴿۵﴾ وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى ﴿۶﴾ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى ﴿۷﴾ وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى ﴿۸﴾ وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى ﴿۹﴾ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى ﴿۱۰﴾ وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى ﴿۱۱﴾



تفسیر


در آیه قبل خداوند متعال فرمود شما انسانها در دنیا سعی و تلاش زیاد دارید منتها این تلاشهای شما تلاشهایی بی ثمر و پراکنده است . از این ایه به بعد، به یکی از سعی های ماندگار و مفید اشاره کرده و می فرماید :


🌷فأمّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى ﴿۵﴾ اما آنكه بخشش کرد و تقوا پیشه کرد
 

 إعطاء یعنی بخشش ، منتها می فرماید بخشش زمانی اثر دارد که همراه با تقوا باشد . بخشش همراه با تقوا خصوصیات خودش را دارد

خصوصیت اول 👈 نیّتش پاک و برای خدا است


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود : يَستَقيمُ إيمانُ عَبدٍ حتّى يَستَقيمَ قَلبُهُ یعنی ايمان هيچ بنده اى درست نشود، تا آن كه نیّتش درست شود (كنز العمّال : 24925 )


متاسفانه خیلی بخشش ها صورت می گیرد اما نیت پاک نیست . به حضرت ابوطالب علیه السلام گفتند : به برادرزاده ات بگو هر چه میخواهد ما به او می بخشیم ، اگر مال میخواهد او را از مال بی نیاز می کنیم اگر قدرت میخواهد ما به او قدرت می بخشیم اما دست از دین خود بکشید . وقتی حضرت ابوطالب پیشنهاد مشرکین را به پیامبر اکرم رساند، حضرت فرمود : اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من هم قرار بدهند، هرگز دست از دینم بر نمیدارم .


خصوصیت دوّم 👈 نوع و شیوه بخشش عزّتمندانه باشد

مرد خراسانی در مدینه خدمت امام رضا علیه السلام رسید، عرض کرد اموال من به سرقت برده شده . کمک می خواهم . حضرت وارد اتاقی شدند و بعد از چند دقیقه کسیه ای را از بالای درب بیرون آورده و فرمودند آن مرد خراسانی بگیرد . حضرت وارد مجلس نشدند تا اینکه مطمئن شدند آن مرد خراسانی از مجلس رفته است . یکی از اصحاب عرض کرد : چرا همچین عملی انجام دادید ؟ فرمود خواستم آن مرد برود و ذلّت دریافت کمک را در چشمانش نبینم .

خصوصیت سوّم 👈 پیامدش هم با تقوا باشد

یعنی بعد از بخشش ، آن را فراموش کنند و هرگز بر فردی که به آن بخشیده شد ، منت گذاشته نشود .


🌷 وصَدَّقَ بِالْحُسْنَى ﴿۶﴾ و تصدیق کرد وعده های نیکوی خداوند را


🌷فسَنُیسّره لِلْيُسْرَى ﴿۷﴾ بزودى راه آسانى پيش پاى او خواهيم گذاشت


تیسیری که در این آیه از آن سخن گفته می شود می تواند به یکی از این دو صورت باشد👇


صورت اول 👈 منظور تیسیر در روز قیامت باشد چرا که روز قیامت شرایط خیلی سخت است همچنانکه در آیه 26 سوره مبارکه فرقان فرمود : وَ کانَ یَوْماً عَلى الْکَفِرِینَ عَسِیراً

صورت دوّم 👈 منظور تیسیر در مشکلات روزمره دنیا باشد . خداوند از باب « من حیث لا یحتسب » مشکلات او را حل می کند . ما که از حکمت های خداوند خبر نداریم اما این را مطمئنیم که بسیاری از اتفاقات بنا بود برای ما بیفتد اما از عنایت خداوند آن اتفاقات ناخوشایند برای ما نیفتد .

چون بخواهد، عین غم شادی شود عین بند پای ، آزادی شود


🌷وأمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى ﴿۸﴾ و اما آن كسی که بخل ورزيد و خود را بى ‏نياز ديد


بسیاری از صفات انسانها به صورت تلازم در وجودشان است ، اگر دروغگو باشد قطعا خلف وعده هم می کند ... اگر جود و بخشش داشته باشد، قطعا متواضع خواهد بود .... این آیه هم به یک تلازم دیگر اشاره می فرماید ، کسی که استغناء دارد قطعا بخیل هم خواهد بود


کلمه استغناء 👈 برای کسی به کار گرفته می شود که احساس بی نیازی می کند ، هم از خدا و هم از خلق خدا احساس بی نیازی می کند .

فرد مستغنی با خودش می گوید : ما که نیازی به دیگران نداریم ، پس با آنها کاری هم نداریم ، اگر از گرسنگی مردند، خب مردند ، به ما ربطی ندارد و این میشود بخل


🌺نقد این تفکر 👈 مگر می شود که انسان کاری به کسی نداشته باشد و بگوید من نیازی به دیگران ندارم پس کاری به آنان و بدبختیهایشان ندارم ؟؟ ... در روایت هست که کسی خدمت امام باقر علیه السلام اینطور دعا کرد ؛ خدایا من را از خلق خودت بی نیاز کن ! حضرت فرمود : این امکانپذیر نیست چون انسان اینطور خلق شده که نیازمند دیگر انسانهاست ، اینطور دعا کن ؛ خدایا مرا از اشرار از مخلوقاتت بی نیاز کن ( بحارالانوار ج 75 ص 173 و 174 )


🌷وكَذَّبَ بِالْحُسْنَى ﴿۹﴾ این انسان بخیل وعده های نیکوی خداوند را تکذیب کرد


🌷فسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى ﴿۱۰﴾ به زودی آسان می کنیم مشکلاتش را ( یعنی دشواری در کارهایش می اندازیم )  


خداوند در ایه 124 سوره مبارکه طه می فرماید : و من اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا یعنی هر كس كه از ياد من اعراض كند، زندگيش تنگ شود

🌷 ومَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى ﴿۱۱﴾ و چون هلاك شد [ديگر] مال او به كارش نمى ‏آيد


کلمه تردّی 👈از ریشه ردائت به معنی افتادن و هلاکت است . انسانهای بخیل مال و اموالشان را نگه می دارند تا در روز مبادا به دردشان بخورد اما در همان روز مبادا هم نمی تواند از آن استفاده کند . او پولش را خرج فقرا و نیازمندان نکرده تا در ایام پیری از آن استفاده کند اما خداوند می فرماید در ایام پیری هم نمی تواند از آن استفاده کند و این قانونی است که خداوند برای این جماعت وضع کرده است .


🌺 نکته : قانونی داریم با عنوان « المقابلة بنقیض المقصود » یعنی خداوند با یک حکم مقابله کرده با هدفی که افراد از قبل داشتند . در این ایه هم به این قانون در باب بُخل اشاره می کند . فرد با بُخل می خواهد برای آینده خود تامین مالی داشته باشد اما خداوند کاری می کند که در آینده نیز نتواند از آن مال استفاده کند . دو مثال دیگر برای این قانون 👇


مثال اول 👈فردی که برای رسیدن به ارث پدر ، پدر خود را به قتل می رساند .... خداوند ارث او را قطع کرده و فرمود کسی که پدرش را به قتل می رساند از پدرش ارث نمی برد ( القاتل لا یرث أباه )


مثال دوّم 👈اگر یک مرد با زن شوهر داری ارتباط خاص پیدا کند و بعد تلاش کند که آن زن از شوهرش طلاق بگیرد تا به او برسد . خداوند اولین حکمی که داده این است که اگر زن از شوهرش طلاق بگیرد، این مرد دیگر نمی تواند با آن زن ازدواج کند

پایان جلسه دوّم🌷🙏

پنجشنبه 11 خرداد 1396