تفسیر سوره نصر
تفسیر سوره مبارکه نصر
آیات مورد بحث
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ....إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿۱﴾ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿۲﴾ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا ﴿۳﴾
تفسیر
مقدمه : این سوره آخرین سوره ای است که به صورت کامل بر پیامبر اکرم نازل شده است . گرچه عده ای عقیده دارند که سوره توبه آخرین سوره کامل نازل شده بر پیامبر است که البته این قول بعید است .
وقتی این سوره نازل شد، همه از اینکه در این سوره بشارت به فتح و پیروزی داده شده خوشحال بودند، اما عباس عموی پیامبر ناراحت بود و گریه می کرد . گفتند چرا ناراحتی ؟ گفت : این سوره تائیدی است بر اینکه به زودی پیامبر از میان ما می رود . به تعبیری فوّاره چو بلند شود، سرنگون شود .
در روایات وارد شده که بعد از نزول این سوره کسی پیامبر را خندان ندید .
نام دیگر این سوره « سورة التودیع » است
🌷 إذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿۱﴾ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿۲﴾ چون يارى خدا و درب ها به روی مسلمانان باز می شود و پیروزی حاصل شود و ببينى كه مردم دسته دسته در دين خدا درآيند
اذا 👈 ظرف زمان برای آینده است . بنابر این، این آیه گزارشی از اتفاقی در آینده می دهد که نوعی معجزه محسوب می شود .
کلمه نصر 👈 به معنی یاری است . اصولا در مورد یاری کردن از واژه هایی چون عون استفاده می شود که کلمات تعاون و معاونت نیز از همین ریشه است و یا از مُظاهره استفاده می شود که از ظَهر گرفته می شود یعنی پشت کسی ایستادن و کمک کردن . اما وقتی نصر استفاده می شود منظور یاری کردن در برابر دشمن است .
نصرت واقعی از آن خداست چرا که فرمود : وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ( انفال / 10 )
کلمه فتح 👈 به معنی إزالة الإغلاق است یعنی باز کردن گره ها . به معلّم و قاضی فتّاح می گویند چون اوّلی گره های علمی را باز می کند و دوّمی گره پرونده ها را .
🌺شأن نزول این سوره 👈 در سال ششم هجری پیامبر اکرم به طرف مکّه حرکت کردند که در میانه راه و در منطقه حدیبیه کفار جلوی آنها را گرفتند و در آنجا صلحنامه ای به نام « صلح حدیبیه » بین طرفین امضاء شد . حدیبیه از ریشه حَدَب است، حَدَب یعنی کجی، در آنجا درخت کجی وجود داشت، به همین خاطر به آن محل حدیبیه می گفتند .
یکی از بندهای صلح حدیبیه این بود که در سال آینده سه روز را مردم شهر مکه، شهر را خالی کنند تا رسول خدا و یارانش عمره قضاء به جا بیاورند که همینطور هم شد و سال بعد حضرت و یارانش به عمره رفتند که نامش « عمرة القضاء » معروف و مشهور شد .
یکی دیگر از بندهای صلح حدیبیه آن بود که اگر دو قبیله از هم پیمان دو طرف با هم به نزاع برخاستند، مسلمانان و مشرکین مکّه در آن دخالتی نکنند و به کمک هم پیمان خود نشتابند . متاسفانه قبیله کنانه به کمک مشرکین بر قبیله خزاعه که هم پیمان مسلمانان بود حمله ور شدند و تعدادی از مردان آنها را کشتند . اینجا بود که پیامبر اکرم فرمودند همه جا اعلان کنید معاهده و صلح حدیبیه باطل شد و همه آماده فتح مکّه شوند .
ابوسفیان وارد مدینه شد تا بلکه بتواند مانع حمله مسلمانان شود . اما کسی او را محل نداد .
پيامبر اعلام بسيج عمومي كرد، مسلمانان با شور و هيجان به اين اعلام، پاسخ مثبت دادند و طولي نكشيد كه ده هزار نفر از مسلمانان مسلّح آماده شدند.
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ همراه اصحاب و ده هزار نفر مسلمان در ماه مبارک رمضان از مدينه به سوي مكّه حركت كردند حركت سپاه محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ به قدري منظم و براساس اصول تاكتيك نظامي بود كه ده هزار نفر مسلمان همراه پيامبر تا سرزمين «مرّ الظّهران» (چهار فرسخي مكّه) آمدند؛ بدون آن كه قريش و مشركان متوجه حركت سپاه اسلام بشوند، اين حركت غافلگيرانه و تلاشهاي رزمي سپاه مسلمين، رعب و وحشت عجيبي بر دل دشمن افكند.
جالب اين كه عباس عموي پيامبر كه در خفا قبول اسلام كرده بود و در ظاهر در ميان مشركان مكّه بسر ميبرد، و آنها ميدانستند كه او مسلمان است، نقش فعّالي در سركوب معنوي دشمن داشت. از طرفي اخباري كه به ضرر دشمن بود مخفيانه به آنها ميرساند، و بالعكس اخبار دشمن و مشركان را به مسلمين گزارش ميداد.
ابوسفيان كه مورد احترام مشركان اهل مكّه و رئيس آنان بود، وقتي در بيرون مكّه، لشكر اسلام را مشاهده كرد ، آن چنان وحشت زده و مرعوب لشكر پر صلابت اسلام گرديد كه به مكّه برگشت و فرياد زد: «ارتش اسلام كاملاً مجهّز است و به زودي شهر مكّه را محاصره خواهد كرد، بزرگ آنها محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ قول داده كه هر كس به مسجد الحرام و كنار كعبه رود و يا اسلحه را به زمين بگذارد در امان خواهد بود.»
اين پيام، روح مقاومت را از مردم مكّه سلب كرد، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ با تقسيم نمودن سپاه خود و كنترل دروازهها، شهر مكّه را محاصره نمود، و طولي نكشيد كه به آساني مكّه آزاد گرديد و تحت تصرّف سپاه اسلام در آمد فقط گرداني كه به فرماندهي خالد بن وليد بود با جمعي از مشركان زد و خوردي نمودند كه مشركان با دادن 28 كشته متواري شدند، و از مسلمانان سه نفر شهيد شدند، آن هم به خاطر اين كه راه را گم كرده بودند و در قسمت پائين مكّه غافلگير شده و به دست كفّار به شهادت رسيدند.
رسول اكرم و مسلمين وارد مكّه شدند، آن حضرت كنار كعبه آمد، روبروي در كعبه ايستاد و گفت: لا اِلهَ اِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، صَدَقَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ، وَ هَزَمَ الْأحْزابَ وَحْدَهُ؛ معبودي جز خداي يكتا نيست، يكتايي كه شريك ندارد، او كه وعدهاش را (در مورد پيروزي مسلمين) ادا كرد، و بندهاش را ياري فرمود و گروههاي مختلف شرك را به تنهايي شكست داد.
و پس از طواف كعبه و انجام مراسم شكرگزاري، سخنراني مشروحي براي جمعيت ايراد كرد و سپس خانة كعبه را با كمك علي ـ عليه السلام ـ از لوث بتها پاك نمود، و هر جا كه بت و بتكده بود، از بين برد، و اعلام عفو عمومي نمود.
به مردم مكّه فرمود: دربارة كردار من با شما، چه فكر ميكنيد گفتند: «مانند كردار يك پدر بزرگ يا برادر بزرگ نسبت به فرزند و برادرش »
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «اَلْيوْمَ لا تَثْرِيبَ عَلَيكُمْ؛ امروز ملامت و توبيخ بر شما نيست.» (همان سخني كه حضرت يوسف به برادران جفا كارش فرمود كه در آية 92 سوره يوسف آمده است )
و فرمود: اسير و برده بوديد: «اَنْتُمُ الطُّلَقاءَ؛ شما همه آزاديد » يعني شما كه طبق قانون اسلام، ميبايست اسير و برده ميبوديد، و سزاوار بود هم چون كالا در بازار به خريد و فروش درآييد، آزاد هستيد.
همه را آزاد كرد جز چند نفر معدود را كه علت خاصي داشت.
جالب اين كه در اين چند روزي كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در مكّه بودند، دو هزار نفر از جوانان قريش به اسلام گرويدند و به لشكر اسلام پيوستند و در نتيجه تعداد لشكر اسلام به دوازده هزار نفر رسيد.
اين است نتيجة صبر و پايداري، اتّحاد و شجاعت و پيروي از رهبري صحيح و جانبازي در راه او.
و به راستي چه فتح بزرگ و شيريني، كه تمام تلخيهاي فراوان زندگي مسلمين را به شيريني مبدّل ساخت. پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ پس از 21 سال مبارزه و جنگ و پيكار، اكنون به ثمرة زحماتش رسيد. يك روز او و مسلمين را از زادگاهشان مكّه، بيرون راندند و عدهاي را كشتند و عدهاي را آواره نمودند، و اموالشان را غارت كردند، و شكنجهها بر مسلمين روا داشتند، اما امروز پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ خشنود است كه سرزمين مقدس مكّه را از لوث شرك و طاغوتيان و بتها، پاك نموده، و پرچم توحيد را به اهتزاز در آورده و مركز استراتژي مشركان را آزاد نموده است بتها همه شكسته و نابود شدند و اگر بتي باقي مانده بود، بت پرستان آنها را در پس خانهها پنهان كرده بودند.
پيامبر مهربان آن همه آزار مشركان را ناديده گرفت و در سخنراني فرمود: «اسلام آمد و به بركت آمدنش آن چه را كه در زمان جاهليت بود همة آنها را زير پايم نهادم (ملغي نمودم) و با آمدن اسلام، داد و ستدها و امور ديگر دوران جاهليت قطع گرديده و زندگي از نو شروع ميشود.» اين است فتح مبين (كه طبق نقل بعضي از مفسّرين) در آغاز سورة فتح ميخوانيم إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً یعنی ما براي تو پيروزي آشكاري فراهم ساختيم.
🌷 فسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا ﴿۳﴾ پس به ستايش پروردگارت نيايشگر باش و از او آمرزش خواه كه وى همواره توبه پذير است
فرمود ای پیامبر به شکرانه این پیروزی، خدای را تسبیح کن ... این روش مردان بزرگ الهی است که وقتی به موفقیتی می رسند، آن را به خدا نسبت می دهند مثلا سلیمان نبی می گوید : قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَني ( نمل / 40 ) یا یوسف پیامبر که می گوید : رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ ( یوسف / 101 )
اما دیگران وقتی موفقیتی پیدا می کنند خودشان را گم می کنند
🌺 فرمود : خداوند توّاب است . تواب صیغه مبالغه از ریشه توبه است . توبه یعنی بازگشت . تواب یعنی خداوند زیاد توبه می کند ! یعنی خداوند دائم از موضع غضب که از گناهان بندگان حاصل می شود، به موضع رحمت بازگشت می کند .
پایان تفسیر سوره مبارکه نصر 🙏🌷
دوشنبه دوازدهم شهریور 1396
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۶ ساعت 23:36 توسط بنده خدا
|