سوره نباء - جلسه اوّل


تفسیر سوره مبارکه نباء – جلسه اوّل

فضیلت سوره مبارکه نباء

آثار دنیوی

1- بخشیده شدن گناهان »»» پیامبر اکرم فرموده اند: سوره نبأ را یاد بگیرید اگر می دانستید چه بركات و آثاری در آن نهفته است كارهایتان را تعطیل می كردید و آن را می آموختید و به وسیله آن به خدا تقرب می جستید و خداوند به واسطه آن گناهان شما را می آمرزد جز شرک ورزیدن به او (مستدرک الوسائل، ج4، ص366 )

2- مشرف شدن به زیارت خانه خدا »»» امام صادق علیه السلام فرمودند: هر كس قرائت سوره نبأ را یك سال ادامه دهد و هر روز آن را قرائت نماید از سال خارج نشود مگر اینكه خانه خدا را زیارت خواهد كرد ( ثواب الاعمال، ص121 )

3- برای بیدار ماندن در طول شب »»» امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: هر كس كه می خواهد شب بیدار بماند اگر سوره نبأ را قرائت كند چنین می شود و قرائت آن برای كسی كه می خواهد در شب مسافرت نماید مفید خواهد بود و او را از شر دزد و راهزن در امان می دارد (تفسیرالبرهان، ج5، ص563 )

آثار اخروی

1- نوشاندن شراب به قاری این سوره »»» رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در فضیلت این سوره می فرمایند: هر كس سوره نبأ را قرائت نماید خداوند در روز قیامت از شراب خنک به وی بنوشاند (مجمع البیان، ج10، ص237 )

آیات شریفه

عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ ﴿۱﴾ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ﴿۲﴾ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ﴿۳﴾

عمّ یتساءلون

عمّ از دو حرف عن و ما تشکیل شده . عن حرف جر هست به معنای « از » ، و ما استفهامیه است به معنای « چه چیزی ؟ » . عمّا یعنی « از چه چیزی ؟ »

نکته ادبی : هر گاه حرف جرّ بر سر ما استفهامیه در بیاید، الف در ما می افتد . مانند عن ما ؟ که می شود عمّا ؟ و بعد می شود عمّ ؟ همینطور است بِمَ ؟ که در اصل بما بوده و قس علی هذا ...

یتساءلون

فعل یتساءلون از ریشه سوال است . از آنجایی که یتساء لون از باب تفاعل است و یکی از معانی مشهور باب تفاعل، « اشتراک و دو سویه بودن » است، شاید ذهن به این معنی برود که تسائل به معنی سوال کردن دو سویه است، اما اشتراک و دو سویه بودن در اینجا معنی نمی دهد بلکه اینجا تسائل به معنی کثرت است چون یکی از معانی باب تفاعل همین معنای کثرت است، بنابر این، یتسائلون یعنی به کثرت سوال می شود


روش آغار مطلب با استفهام در قران

در بسیاری از آیات قران ، خداوند متعال سخن و مطلب خود را با سوال آغاز می کند و این روش جذابی است در بیان یک مطلب . تصوّر کنید سخنرانی را که در همان ابتدای سخنرانی بدون هیچ مقدمه ای ، سوالی می پرسد . او با سوال خود ذهن ها را درگیر کرده و آنها را آماده گرفتن جواب می کند .

استفهام های اینچنینی که در قران آمده است، به دو قسم تقسیم می شود

قسم اوّل : سوالهایی که به دنبال طرح سوال، پاسخ آن نیز مطرح می شود

قسم دوّم : سوالهایی که به دنبال طرح سوال، تنها به صورت تلویحی به پاسخ اشارتی می شود

عن النباء العظیم

یعنی از نباء عظیم

کلمه نباء و خبر در فارسی به معنای گزارش است منتها نباء با خبر فرقی اساسی دارد .

نباء به خبر و گزارشی گفته می شود که دو خصوصیت دارد

یکی : نباء به خبری می گویند  که دارای اهمیت است

دوم : نباء خبری است که یقین اور است

بر همین اساس ... به پیامبران که خبرهای مهمی آوردند و مسائل یقین آور مطرح کردند « نبی » می گفتند که جمعش می شود « انبیاء »

العظیم »» قید توضیحی است برای النباء یعنی همان خصوصیت کلمه نباء را بیشتر تاکید می کند و توضیح می دهد ...

الذی هم فیه مختلفون ...

مردم در مورد این خبر اختلاف کرده اند ... جمعی نشسته خوانند، جمعی شکسته خوانند

حال سوال .... نباء عظیم چیست ؟؟

سه احتمال در اینجا وجود دارد ...

احتمال اول : قرآن ... در آیه 67 و 68 سوره مبارکه صاد در مورد قران چینین آمده : قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ،  أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ .. یا در آیه 102 سوره مبارکه یوسف آمده است : ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ

پس، قرآن، به گزارش خود قران « نباء عظیم » است ... و اتفاقا در مورد قرآن هم مردم اختلاف کردند همچنانکه در آیه سوم فرمود : الذی هم فیه مختلفون

گروهی قران را سحر خواندند »»» قَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ ... مدثر 24
گروهی شعر نامیدند »»» بل قالوا أضغاث أحلام بل افتراه بل هو شاعر ... الانبیاء 5
گروهی اساطیر الاولین نامیدند »»» فَيَقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ .. احقاف 17
گروهی هم از جن گفتند »»» فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا ،یهدی  إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ ... جن 1 و 2
گروهی از انس گفتند »»» رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ .. آل عمران 53

احتمال دوّم : قیامت


عده ای از مفسرین گفتند از ادامه ایات در همین سوره می توان چنین استفاده کرد که مراد از نباء عظیم ، قیامت است . چرا که در ادامه همین سوره آمده است : ان یوم الفصل کان میقاتا * یوم ینفخ فی الصور فتاتون افواجا * و فتحت السماء فکانت ابوابا ... که این ایات در مورد قیامت است

اتفاقا در مورد قیامت هم اختلاف شده است

متاسفانه عده ای با انکار تمامتر گفتند : أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ... واقعه 47

عده ای به حالت شک افتادند : بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْهَا بَلْ هُمْ مِنْهَا عَمُونَ ... نمل 66

عده ای یقین کردند : و بالاخرة هم یوقنون ... بقره / 4

احتمال سوّم : شخصیت بزرگوار حضرت علی علیه السلام

روایت اوّل »»» در حدیث آمده است که روز جنگ صفین مردی از لشکر شام در حالی که سلاح بر تن پوشیده، و قرآنی حمایل کرده بود، وارد میدان شد، و سوره «عَمَّ یَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ» را تلاوت می‏کرد، علی (ع) شخصا به میدان او آمد و به او فرمود: «أتعرف النبأ العظیم الذی هم فیه مختلفون» آیا می‏دانی نبأ عظیمی که در آن اختلاف دارند چیست؟! آن مرد در جواب گفت: نه، نمی‏دانم! امام فرمود:
«انا و اللَّه النبأ العظیم الذی فیه اختلفتم و علی ولایته تنازعتم، و عن ولایتی رجعتم بعد ما قبلتم ... و یوم القیامة تعلمون ما علمتم»  منم آن نبأ عظیم که درباره آن اختلاف دارید! و در ولایت او به نزاع برخاسته‏اید، شما از ولایت من باز گشتید بعد از آنکه پذیرفتید، و در قیامت بار دیگر آنچه را قبلا در این زمینه دانسته‏اید خواهید دانست! ( تفسیر برهان جلد 4 صفحه 420 حدیث 9  (

در مورد حضرت هم اختلاف شد

عده ای او را واجب القتل خواندند و در شب 19 ماه مبارک ...  

عده ای تمام همّشون در طول عمرشان این شده که علی ابن ابیطالب را سبّ کنند و ناسزایش گویند حتی در نماز جمعه

عده ای هم او را واجب الاطاعه خواندند ...

پایان جلسه اوّل

سوره نباء - جلسه دوّم


تفسیر سوره مبارکه نباء – جلسه دوّم

آیات مورد بحث

أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا ﴿۶﴾ وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿۷﴾

تفسیر

الم نجعل الارض مهادا

این نوع استفهام نوعی تشویق مخاطب است در جهت شناخت زمین و کوهها

کلمه مهاد از ریشه مهد است به معنای آماده سازی .

 آماده سازی چیزی را تمهید می گویند لذا در بعضی از کتابهای عربی به جای واژه « مقدمه » ، « واژه تمهید » به کار رفته است که بمعنای مهیا و آماده سازی ذهن است با هدف اشنایی ذهن مخاطب با مطالب کتاب.

در فارسی از مهد تعبیر می شود به « گاهواره » و « بستر مهیا » ...

همچنانکه فردوسی هم از مهد که در روایت نبوی آمده، تعبیر به گهواره کرده

پیامبر اکرم فرمود : اطلبوا العلم من المهد الی اللحد ( الوافی ج 1 ص 126 )

👈🏾 چنین گفت پیغمبر راستگوی ، ز گهواره تا گور دانش بجوی

خداوند می فرماید : ما زمین را برای شما بستری مهیا قرار دادیم و این زمین برای آماده سازی شماست ...

خب، از این معنی ، سه برداشت می شود

برداشت اوّل » کوتاه و موقت بودن زندگی بر روی زمین است . بالاخره این پنجاه ، شصت سالی که ما زندگی می کنیم، نسبت به ابدیتی که در آخرت هست، واقعا کوتاه است

برداشت دوّم » این زمین برای اماده ساختن انسان برای زندگی دیگر که در جای دیگری است و زندگی روی این زمین ، زندگی مستقلی نیست بلکه فقط برای اماده سازی است دقیقا مانند کاروانسرایی است که در ان به استراحت می پردازیم تا بتوانیم ادامه مسیرهای شش گانه زندگی را برویم

برداشت سوّم » در همین کره زمین شرایط خوبی برای زندگی فراهم است همچنانکه در گاهواره همه چیز برای کودک مهیا و فراهم است

وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا یعنی کوهها را میخ های زمین قرار دادیم

خب، تا اینجا گفتیم زمین گهواره است ...

گهواره باید محکم باشد و از جای خود تکان نخورد ... به همین خاطر خداوند برای این گهواره ( یعنی برای زمین ) کوهها را قرار داده است که حکم میخ را برای این گهواره دارد همچنانکه میخ هم دو طرف گاهواره را به دیوار نگاه می دارد

در آیات قرآن در مورد کوهها از دو تعبیر استفاده شده است.

تعبیر اوّل : کوهها برای زمین راسیه ( لنگر ) هستند : در بسیاری از آیات قرآن از کوهها تعبیر به « لنگرهای زمین » شده است یعنی همچنانکه لنگر، کشتی را از تلاطمِ آب دریا و جز و مدها حفظ می کند، کوهها نیز زمین را از تلاطمی که در درون زمین است، حفظ کرده و مانع لرزش زمین می شوند .

تعبیر دوّم : کوهها برای زمین وَتَد ( میخ ) هستند : در بسیاری از آیات قرآن از کوهها تعبیر به « میخ های زمین » شده است یعنی همچنانکه میخ، چادر را بر پا نگه می دارد، کوهها نیز باعث برپائی زمین شده و از به هم پاشیده شدن سطح زمین جلوگیری می کنند.

سوال 👈🏾 این کدام خطر است که زمین را تهدید می کند و اگر کوهها نباشند، آنچه که بر سطح زمین است نابود می شود؟

جواب👈🏾 دانشمندان امروزی ثابت کرده اند که سطح زمین از چند جهت در خطر است و اگر کوهها نباشند هر لحظه ممکن است آنچه که در سطح زمین است با لرزش شدید مواجه شده و از بین بروند .

خطر اوّل : گازهای درونی زمین : این گازها فشاری را به سطح زمین می آورند که اگر کوهها نباشند، سطح زمین دائما در لرزش خواهد بود و دیگر خانه و کاشانه ای باقی نخواهد ماند .

خطر دوّم : پوسته زمین : پوسته زمین به صورت قطعات و صفحاتی است که روی هم
می غلطند و به صورت یکپارچه نیست . اگر کوهها مانند میخی بر روی آنها کوبیده نمی شد، این صفحات هرگز روی هم ثابت نمی ماند و زبانه های آتش که در زیر آن قرار دارد و به کره آتشین معروف است، تمام آنچه که بر روی سطح زمین است را از بین می بُرد.

گرچه از دیر باز در مورد پوسته زمین که به صورت صفحاتی روی هم هستند، مطالبی گفته شده امّا زمین شناس مشهور آمریکایی جیسون مورگان ( W . Jason Morgan ) در سال 1972 به صفحه صفحه بودن زمین اشاره کرده و حرکت آنها را به اثبات رساند .

زمين شناسان مى گويند: « كوه هاى روى زمين از پوسته های چخماقى به وجود آمده و كره آتشين را پوشش داده است » . با اين سخن روشن مى شود كه اگر كوه ها نبودند، دهانه هاى كره آتشين آشكار مى شد و هزاران آتشفشان برانگيخته شده ، زلزله اى عظيم رخ مى داد و زمين از مدار خود خارج مى گرديد و تعادلش به هم مى خورد.

عین همین مطلب در روایاتِ اهل بیت علیهم السلام نیز دیده می شود . حضرت علی
علیه السلام در خطبه اوّل نهج البلاغه فرمود: ﴿ وَ وَتَدَ بِالصُّخُورِ مَيَدانَ اَرْضِهِ ﴾ یعنی خداوند به واسطه صخره هاىِ كوهها، زمينش را از لرزش بازداشت


و همچنین در خطبه 202 فرمود : « كوه ها را با قله هايى بس ‍ بلند و سلسله هايى پيوسته و دراز تكيه گاه زمين ساخت و چونان ميخ بر آن بكوفت . چنين است كه زمين به رغم حركت براى ساكنانش لرزشى ندارد، بار خود را نمى بلعد و در مواضع خود همچنان پايدار است. برتر و منزّه باد ساحت آن خداوندى كه زمين را از پس ‍ آن همه موج ها نگاهداشت و آن را پس از رطوبت اطرافش ، خشكى بخشيد و براى مخلوقاتش جاى آرامش قرار داد  »


خلاصه: بر اساس آیات قرآن؛ کوه برای زمین مانند لنگر و میخ عمل می کند که زمین را از تلاطمی که از درون او را تهدید می کند، حفظ کرده و موجب آسایش کسانی می شود که بر روی کره زمین زندگی می کنند و این مطلب با برداشتِ غلطی که اشکال کننده از این آیات داشته، هیچ ارتباطی ندارد .

 
و امّا فواید دیگر کوهها ؛ کوهها علاوه بر حفظِ سطح زمین از تهدیدهای درونی زمین، فواید دیگری هم دارند که به آنها اشاره می کنیم :

فایده اوّل : مهارِ تندبادها و طوفان های تند و خطرناک : یکی از آثار وجودى كوه ها، مهار شدن بادهاى تند و طوفان هاى خطرناك و همچنین مهارِ آلودگی هوا است که از طریق برخاستن شن های بیابان به وجود می آید .

در چند سال اخیر شاهد ریزگردهائی هستیم که از بیابان های عراق و عربستان به غرب کشورمان وارد شده و زندگی را بر مردم عزیز این منطقه سخت کرده است . اگر در مناطقی که این ریزگردها برخاسته اند، سلسله کوههائی وجود داشت، هرگز شرایط اینطور نمی شد و مردم می توانستند به راحتی زندگی کنند .

فایده دوّم : پدید آمدن رودخانه ها و چشمه ها: امام صادق علیه السلام به مُفضّل
فرمود : اى مفضّل ، در اين كوه ها كه سنگ ها و گِل ها در آنها انباشته شده بينديش كه جاهلان و غافلان گمان مى برند نيازى بدان نيست و وجود آنها زايد است . اين كوه ها منافع بسيار دارند. يكى از آن منافع اين است كه برف ها بر كوه ها مى بارند و مقدارى از آنها در قله هاى آنها باقى مى ماند و بقيه آنها آب مى شود و از آن چشمه سارانِ پُرآب
مى جوشد و چشمه ها، رودها و جويبارها پديد مى آيد.

از طرفی دیگر؛ اگر کوهها نباشند، بارانهای سیل آسائی که در بعضی از فصول سال می بارد، به صورت یکجا در شهرها و روستاها جمع شده و باعث ویرانی گسترده می شود. به قول شیخ اجل سعدی :

چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن *** که می خوانند ملاحان سرودی

اگر باران به کوهستان نبارد  ***  به سالی دجله گردد خشک رودی

و از فواید دیگر کوهها 👈🏾 امام صادق علیه السلام به مُفضّل فرمود : در نتیجه باریدنِ باران بر کوهها، انواع رويندگان و گياهان دارويى كه در دشت نمى رويد مى رويد. وجود غارها و دره ها در كوه ها مأمن حيوانات است . مردم نيز در برابر دشمنان در كوه ها دژها و قلعه هاى سخت و محكم مى سازند، از سنگ هاى آن براى به كارگيرى در ساختمان ها و غيره استفاده مى كنند، هم چنين در كوه ها انواع معادن و جواهر نهفته است

سوره نباء - جلسه سوّم


تفسیر سوره مبارکه نباء – جلسه سوّم

آیات مورد بحث

وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا ﴿۸﴾ وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا ﴿۹﴾

ترجمه : و شما را جفت آفريديم (۸) و خواب شما را مایه آسايش گردانيديم (۹)
تفسیر

وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا

تعریف زوجیت در لغت عرب : در کلام عرب زوج و زوجیت را چنین تعریف کرده اند : « به هر دو شیء ای که مقارن، مشابه و یا متضاد با همدیگر باشند، زوج گفته می شود »

بر اساس این معنا تمام موجوداتی که به نوعی قرینه دارند، شامل معنای زوجیت می شوند حال چه می خواهد این قرینه در میان حیوانات باشد که ما به عنوان « نر و ماده » می شناسیم و چه اینکه می خواهد این قرینه در موجودات دیگر باشد. دانشمندان امروزی می گویند تمام موجودات از ذراتی به نام اتم تشکیل شدند که پایه و اساس آن از دو قرینه به نامهای الکترون ( با بار منفی ) و پروتون ( با بار مثبت ) تشکیل شده است.

در میان انسانها ، زوجیت در قالب جنس مذکر و مونث نمود پیدا کرده است که وقتی زنی با مردی پیوند زناشویی بر قرار می کند ، زوجیت تعیّن پیدا می کند . این پیوند موجب آسایش و ارامش است و به همین جهت است که خداوند زوجیت بین انسانها را به عنوان نعمتی در این آیات ذکر می کند همچنانکه در آیه 21 سوره مبارکه روم آمده است :  وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِك لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ یعنی و از نشانه‏ هاى او اينكه از جنس خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد،  آرى در اين [نعمت] براى مردمى كه مى‏ انديشند قطعا نشانه‏ هايى است

شب آید شمعِ هم گردیم و بهر یکدیگر سوزیم
شود چون روز دست و پای هم در کار هم باشیم
دوای هم شفای هم برای هم فدای هم
دل هم جان هم جانان هم دلدار هم باشیم
بهم یکتن شویم و یکدل و یکرنگ و یک پیشه
سری در کار هم آریم و دوش بار هم باشیم
یکی گردیم در گفتار و در کردار و در رفتار
زبان و دست و پا یک کرده خدمتکار هم باشیم


اما مروری بر « قاعده زوجیت » در آیات قرآن   

از ابتدای خلقت، انسانها می دانستند که حیوانات ( از جمله انسانها ) از جنس نر و ماده تشکیل شدند و زوجیت در میان آنها وجود دارد اما اینکه آیا قاعده زوجیت در میان دیگر موجودات هم وجود دارد یا خیر، اطلاعی نداشتند . قرآن کریم به قاعده زوجیت در میان مخلوقات مختلف اشاره کرده که با هم مرور می کنیم :


1- زوجیت در میان تمام گیاهان 👈🏾 بشر از دير باز به قاعده زوجیت در میان بعضی از گیاهان پی بُرده بود مثلاً می دانست كه اگر نرينه هاي گياهان را براي گرده افشاني بر سر شاخه هاي درختان ميوه به كار نبرد، عملاً محصول گياهان بسيار كم مي شود و در عربستان هم معمول بود كه خوشه هاي نرينه خرما را براي گرده افشاني بر سر شاخه هاي گلدار درختان خرما می پاشیدند

( البته در اکثر موارد لقاح بین جنس نر و ماده در گیاهان توسط باد صورت می گیرد که در ادامه توضیح خواهیم داد ) .  

علم بشر نسبت به قاعده « زوجیت در میان گیاهان » در همین حد بود تا اینکه خداوند متعال در آیه 10 از سوره مبارکه لقمان به قاعده زوجیت در میان تمام گیاهان فرمود : ﴿ وَ أَنزَلْنَا مِنَ السمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴾ یعنی از آسمان آبى نازل كرديم و به وسيله آن در روى زمين انواع گوناگونى از جفتهاى گياهان پر ارزش رويانديم

این نظریه قرآن بیش از هزار سالِ بعد یعنی در سال 1731 میلادی توسط کارل لینه گیاه شناس معروف سوئدی به اثبات رسید.

او کشف کرد كه بدون عمل جفت گيري و انجام تلقيح گياهان، توليد میوه امكان پذير نيست. تلقیح گياهان عموما بر اساس تلقيح ذرات خيلي ريز و ذره بيني به نام گرده يا پولن (polin) صورت می گیرد كه عامل انتقال اين گرده وسايل مختلف مثل باد ، حشراتی مانند کفشدوزکها و در بعضی موارد مانند تلقیح درخت خرما عوامل انسانی است. نظريه کارل لینه مبني بر وجود « قانون زوجیت در بين تمام گياهان » مورد استقبال دانشمندان نیز قرار گرفت  .

لقاح گیاهان و ابرها توسط باد

بادها دو نقش اساسی در بارور کردن دارند، یکی اینکه بادها گیاهان را بارور می کنند به این طریق که گرده گیاه نر را به گیاه ماده می رسانند که از آن با عنوان « تأبیر » یاد می شود

دیگر اینکه بادها ابرها را بارور می کنند به این طریق که ابرهایی که دارای بار مثبت هستند را به ابرهایی که دارای بار منفی هستند می رسانند و لقاح بین آنها را صورت می دهند و بعد از تخلیه الکتریکی، باران نازل می شود . خداوند متعال در آیه 22 سوره مبارکه حجر می فرماید : ﴿ وَ أَرْسلْنَا الرِّيَاح لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السمَاءِ مَاءً فَأَسقَيْنَاكُمُوهُ ﴾ یعنی ما بادها را براى تلقيح و بارور کردن ابرها فرستاديم و از آسمان آبى نازل كرديم و با آن شما را سيراب ساختيم .

دانشمندان امروزی با پیشرفت علم فیزیک متوجه شدند كه بادها نقش عجيبي در زايا شدنِ ابرها دارند يعني از طرفي باعث تشكيل قطرات باران و دانه هاي برف مي شوند و از طرف ديگر در باردار شدن ابرها به الكتريسيته و تخليه اين بار نقش دارند. به طور کلی نزول باران بدون عمل لقاح كه با دخالت و تحريك باد صورت مي گيرد، عملي نمي شود. این کشفِ دانشمندان در حالی است که قرآن کریم در 1400 سال پیش به این حقیقت اشاره کرده و این یکی از معجزات علمی قرآن محسوب می شود

2- زوجیت در تمام مخلوقات 👈🏾 خداوند متعال بعد از وجود زوجیت در میان گیاهان، به وجود زوجیت در میان تمام مخلوقات اشاره کرده و می فرماید : : ﴿ وَ مِن كلِّ شىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَينِ لَعَلَّكمْ تَذَكَّرُونَ ﴾ یعنی از هر چيز دو زوج آفريديم شايد متذكر شويد.(ذاریات / 49 )

بيان زوجيت عمومي در همه مخلوقات يكي از اشارات علمي قرآن و رازهایی است كه تا قرن بیستم کسی از آن اطلاعی نداشت . دانشمندان قرن بیستم كشف كردند كه ماده از ذرات ريزي به نام « اتم » تشكيل شده  و هر یک از این اتم ها از دو قطبِ الكترونها ( با بار منفي ) و پروتون ها ( با بار مثبت ) تشكيل شده است.  بنابر این اساسِ اولیه تمام اشیاء عالَم که اتمها هستند به واسطه الکترون و پروتونی که در درون خود دارند مشمول قانون زوجیت می شوند.

جالب اینجاست که در روایتی به وجودِ اتم و ایندو قطبِ متضاد ( مثبت و منفی یا همان الکترون ها و پروتون ها ) اشاره شده است . امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند : « جهان از يک جرثومه بوجود آمد وجرثومه دارای دو قطب متضاد است که سبب پيدايش ذره گرديده و آن گاه ماده بوجود آمد و ماده تنوع پيدا کرد و تنوع ماده ناشی از کمی يا زيادی ذرات آنها می باشد »

پایان جلسه سوّم 🌷🙏🏼

سوره نباء - جلسه چهارم


تفسیر سوره مبارکه نباء – جلسه چهارم

آیات مورد بحث

وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا ﴿۹﴾ وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا ﴿۱۰﴾

ترجمه : و خواب شما را مایه آسايش گردانيديم (۹) و شب را براى شما پوششى قرار داديم (۱۰)
تفسیر

وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا

از رازهای مهم زندگی انسان خواب ادمی است . پدیده ای که آن را همتای مرگ می شمارند . پیامبر اکرم فرمود : كما تنامون تموتون و كما تستيقضون تبعثون یعنی خواب برادر مرگ است، همانطور که می خوابید، می میرید و همانطور که بیدار می شوید، در روز قیامت مبعوث خواهید شد  (  بحار الانوار، ج 7/ص 47 )

در روایتی داریم که النوم اخ الموت یعنی خواب برادر مرگ است ( مصباح الشریعه ، ترجمه مصطفوی ، ص 181 )

نوم چون باشد اخ الموت ای فلان

زین برادر آن برادر را بدان

امام باقر علیه السلام فرمودند: « مرگ همان خوابي است كه هر شب به سراغتان مي آيد با اين تفاوت كه مدت آن طويل تر است و شخص از آن بيدار نخواهد شد مگر در روز قيامت». ( انسان از آغاز تا انجام، علامه طباطبايي، ترجمه صادق لاريجاني، ص83و84)

در ایات قران ، خواب از آیات و نشانه های مهم الهی شمرده شده همچنانکه در آیه 23 سوره مبارکه روم فرمود : وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ  یعنی و از نشانه‏ هاى [حكمت] او خواب شما در شب و [نيم] روز و جستجوى شما [روزى خود را] از فزون‏بخشى اوست در اين [معنى نيز] براى مردمى كه مى ‏شنوند قطعا نشانه‏ هايى است .

متاسفانه با اینکه مقوله خواب، مقوله مهمی است اما ما انسانها به راحتی از کنار آن می گذریم ...

فرمود : ما خواب شما رو سُبات قرار دادیم ...

کلمه سُبات

سُبات از ریشه سَبت می آید ... سبت به معنای « دست کشیدن از کاری و حالت فراغت گرفتن » می باشد ... این واژه در لغت عبری به صورت « شبت » ، شابت » و « شُبات » استعمال می شود که به روز شنبه می گویند . یهودیان در روز شنبه دست از کار می کشیدند و روز تعطیلشان همین روز شنبه است . الان در سرزمین فلسطین اشغالی روز شنبه، روز تعطیلیشان است .

یکی از اقوامی که در قران از آنها یاد شده « اصحاب سبت » است . آنها کسانی بودند که روز سبت ( یعنی شنبه ) را که بر اساس ده فرمان حضرت موسی علیه السلام روز تعطیل شمرده می شد و باید دست از کار می کشیدند، با نیرنگ و تزویر کار می کردند  و تور ماهیگیری را پهن می کردند و صبح روز یکشنه جمع می کردند !!

فرمود خواب شما را سُبات قرار دادیم یعنی خواب برای شما مایه فراغت و آسایش از فعالیت های روزمره شما است . و واقعا همینطور هم است یعنی خواب حرص بر فعالیت های روزانه رو تعدیل می کند و علاوه بر این، تجدید قوایی برای بدن درست می کند که برای ادامه مسیر زندگی نیاز است .
و جعلنا الیل لباسا

بعد از بحث خواب، صحبت از شب را مطرح می کند که این ارتباط نزدیک این دو مقوله را می رساند

فرمود : شب را برای شما لباس قرار دادیم ...

بر اساس ایات قران، لباس خصوصیتش این است که نگه می دارد ما را ... همچنانکه فرمود : وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ براى شما تن‏پوشهايى مقرر كرده كه شما را از گرما [و سرما] حفظ مى ‏كند ( نحل / 81 ) و می پوشاند زشتی ها را و در کنارش جنبه زینت دارد همچنانکه فرمود : يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا یعنی اى فرزندان آدم ؛ ما براى شما لباسى فرو فرستاديم كه زشتی های بدن  شما را پوشيده مى دارد و [براى شما] زینت است ( اعراف / 26 ).

شب خیلی از چیزها را می پوشاند ، ضعف ها را می پوشاند ، بدی ها را می پوشاند ، خیلی از اعمال و رفتاری که انسانها دوست ندارند را شب می پوشاند .... بنابر این شب از این جهت که لباس و پوششی برای بسیاری از اعمال و رفتاری است که انسانها نمی خواهند کسی از ان مطلع باشد ، نعمت محسوب می شود .

شب همچنین بسیاری از اشعه های مضرّ که از خورشید ساطع می شود را می پوشاند که اگر شب نبود و انسانها در معرض تابش نور خورشید بیش از این حد قرار می گرفتند، مطمئنا دچار مرض های مختلفی می شدند ...

و از همه مهمتر اینکه در روایات ما اصرار فراوانی بر پوشیدگی وجود دارد اینکه امام صادق (ع) می فرمایند: استر ذهابک و ذهبک و مذهبک. سه چيز را مخفي بدار و هر جايي مگو: رفت و آمدت را (مقصد) دارايي ات را و ديدگاه هايت را.... شب برای تحقق پوشیده داشتن خصوصا در امور عبادی بسیار مفید است همچنانکه به عبادت در دل شب و سحر بسیار تاکید شده است ...


دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.
 واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند.
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند.
باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند

پایان جلسه چهارم 🌷🙏🏼

سوره نباء - جلسه پنجم

تفسیر سوره مبارکه نباء – جلسه پنجم

آیات مورد بحث

وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا ﴿۱۱﴾ وَ بَنَینا فَوقَکُم سَبعاً شِداداً ﴿۱2﴾ وَ جَعَلنا سِراجاً وَهّاجاً

تفسیر

🌷 وجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا یعنی  ما روز را برای شما زمان معیشت ( و فعالیت برای زنده ماندن ) قرار دادیم

در آیه قبل صحبت از شب بود . شب مقدمه برای روز است . یعنی در شب انسانها استراحت می کنند تا بتوانند نیروی مجددی بگیرند برای فعالیت در روز بعد ... همچنانکه مَثَل شده ؛ شب آبستن است تا چه زايد سحر

در کلام عرب کلمه « بیت » به معنای مأوی اللیل است یعنی خانه پناهگاهی است در شب و انسان در او به استراحت می پردازد ... روز چه می شود ؟ در روز انسان به بیت نیاز ندارد و باید به بیرون از بیت  برود و به تلاش برای زنده ماندن بپردازد .

کلمه « معاش » در اصل « مَعیَش » بوده . « مَعیَش » بر وزن مَفعَل است . وزن مفعَل بین سه امر مشترک است . مصدر میمی ، اسم زمان و اسم مکان  ... در این آیه هم می تواند مصدر میمی باشد ( یعنی ما قرار دادیم روز را زندگی کردن ) و هم می تواند اسم زمان باشد ( یعنی ما قرار دادیم روز را زمانی برای زندگی کردن ) که اگر اسم زمان بگیریم بهتر است .

فعالیتهای انسان در روز همان ثوابی را دارد که انسان از عبادت شب بهره می می برد ... پیامبر اکرم فرمود :

الْعِبَادَةُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةُ أَجْزَاءٍ فِي طَلَبِ الْحَلَال

عبادت ده جز است که نه جز آن در کار و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال است ( مستدرك الوسائل ج‏13، ص 12 )

حضرت علی علیه السلام فرمود :  قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِه یعنی ارزش هر کس به اندازه همت و تلاش اوست ( تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 93 ، ح 1627 )

امام باقر علیه السلام فرمود : إِيَّاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا مِفْتَاحُ كُلِّ شَر یعنی از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز ، زیرا که این دو کلید هر بدی می باشند ( تحف العقول ص 295 )
 
🌷 و بَنَینا فَوقَکُم سَبعاً شِداداً ... یعنی و ما ساختیم کردیم بالای سر شما هفت ( آسمان ) استوار

در این آیه ، از سماء ( آسمان ) سخنی به میان نیامده اما به قرینه آیات دیگر مشخص می شود که مراد، « هفت آسمان» است، همچنانکه در آیه 15 سوره مبارکه نوح فرمود : ألَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقاً یعنی آیا ندیدید که ما چگونه بالای سر شما هفت آسمان را طبقه طبقه آفریدیم ؟

در مورد « سبعاً شدادا » که به معنای « هفت آسمان محکم » است، دو احتمال می توان در نظر گرفت

احتمال اوّل 👈 عدد سبع را ما عدد حقیقی بدانیم ( یعنی عدد ریاضی بگیریم ) یعنی ما  بالای سر شما واقعا هفت آسمان بنا کردیم

احتمال دوّم 👈 عدد سبع را کنایه از کثرت بگیریم همچنانکه در گذشته یکی از اعدادای که به واسطه آن اشاره به کثرت داشتند ، همین عدد سبع بوده که در این صورت معنای آیه چنین می شود : ما بالای سر شما آسمانهای زیادی بنا کردیم .

عرض می کنیم اگر ما کلمه سماء را به معنای عامش بگیریم ( یعنی هر چه که بالای سر ما قرار دارد ) ، این با احتمال دوّم سازگار است اما اگر ما کلمه سماء را به معنای خاصش بگیریم ( یعنی به معنای اسمان که در فارسی می گوییم ) با احتمال اول سازگار است .

🌷 و جَعَلنا سِراجاً وَهّاجاً یعنی و ما قرار دادیم برای شما چراغی نورانی ( خورشید )

سراج به معنی چراغ است .... وهّاج به معنی نورانی ، منتها وهّاج به نوری می گویند که حرارت هم داشته باشد .

پاکترین انرژی ، مقرون به صرفه ترین انرژی ، بی دردسر ترین انرژی، همین انرژی خورشیدی است ( نه زحمتی مانند کند و کاو میخواهد و نه به غنی سازی نیاز دارد )

الحمدلله کشور ما از بهترین نقاط دنیا برای استفاده از این منبع انرژی است .و ما می توانیم بیشترین استفاده را از این منبع ببریم

پایان جلسه پنجم🌷🙏

سوره نباء - جلسه ششم

سوره نباء - جلسه هفتم


تفسیر سوره مبارکه نباء – جلسه هفتم

آیات مورد بحث

يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا ﴿۱۸﴾ وَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا ﴿۱۹﴾

تفسیر

🌷 يوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا یعنی روز قیامت روزی است که در صور ( بوق بزرگ ) دمیده می شود و شما انسانها به صورت گروه گروه در محشر حاضر می شوید

در روز قیامت دو بار در نفخ صور دمیده می شود

یک بار برای نابودی تمام عالم است که به این « نفخه إماته » می گویند . با این دمیدن در نفخ صور ، تمام جانداران عالم اعم از انسان و غیر انسان از دنیا می روند .

بار دوّم برای زنده شدن تمام کسانی است که با نفخه اوّل از دنیا رفتند که به این نفخه ، « نفخه احیاء » می گویند . بعد از این نفخه است که تمام انسانها در صحرای قیامت، جهت حساب و کتاب اعمالشان حاضر می شوند .  

مراد از نفخه در این آیه ، نفخه دوّم است چرا که فرمود : بعد از نفخه ، شما انسانها به صورت گروه گروه وارد صحرای محشر می شوید .


منظور از افواجا چیست ؟

کلمه افواج از ریشه فوج به معنی « گروه » است منتها به گروهی گفته می شود که متحد الشکل هستند یعنی مانند روز افتتاحیه المپیک هر گروهی با لباسهای معین و با پرچمی مشخص وارد صحنه می شوند .

در روایت وارد شده مَن احبّ شیئاً حشره الله معه یعنی هر کسی که چیزی را دوست داشته باشد با همان چیز محشور می شود ( بحار الانوار ج 8 باب النار )  ....... قدیمیها هم می گفتند که حشر غلامان علی با علی ، حشر غلامان عُمَر با عُمَر

نمونه ای از روایات 👇 برای درک بهتر گروهی محشور شدن انسانها


 روایت  👈 معاذ ابن جبل در خانه ابو ایوب انصاری نزدیک پیامبر اکرم نشسته بود. معاذ از رسول خدا درباره آ یه « یوم ینفخ فی الصور فتأتون أفواجا»  سؤال کرد.

 حضرت در پاسخ گفتند: ای معاذ از امر عظیمی پرسش کردی! آن گاه رسول خدا گریه کرد و فرمود: ده صنف از امت من متفرق محشور می شوند به طوری که خداوند آنها را از مسلمانان متمایز، و صورت های آنها را متبدل می گرداند.

 گروهی از آنان به صورت بوزینه
 گروهی به صورت خوک محشور می شوند
گروهی صورت هایشان به طرف پایین و پاهایشان به طرف بالا، به عکس قرار دارند
گروهی نابینا هستند و در حال کوری به این طرف و آن طرف متحیرانه می دوند
 گروهی کرانند و لالانند و ابدا تعقل و ادراک ندارند
گروهی زبان های خود را در حالی که به روی سینه هایشان افتاده است می جوند و چرک و خون از دهان های آنها جاری است به طوری که اهل محشر از این منظره نفرت کنند
گروهی دست ها و پاهایشان بریده است
گروهی از آنان به شاخه هایی از آتش به دار گلو آویز شده اند
گروهی بوی گندشان از بوی جیفه و مردار بیشتر است
 گروهی به لباس هایی از زفت و قیر که به بدنشان چسبیده است ملبسند.

اما آنان که به صورت بوزینه هستند، آنان سخن چینان از مردمانند.
اما آنان که به صورت خوک هستند، آنان اهل خوردن مال حرامند.
اما آن کسانی که واژگونه به روی زمین کشیده می شوند، آنان رباخوارانند.
 اما آنان که نابینا هستند، افرادی هستند که در وقت حکم مراعات عدالت را ننموده و در بین مردم جور و ستم روا می دارند.
اما آنان که لالان و کرانند، آنانند که به کردار خود، خودپسندانه می نگرند.
اما آنان که زبان های خود را می جوند، علما و خطبایی هستند که گفتار آنها با کردارشان مطابقت ندارد.
اما آنان که دست ها و پاهایشان بریده است افرادی هستند که همسایگان خود را آزار می دهند.
اما آنان که به دارهای آتشین آویخته اند جاسوسان و نمامانی هستند که در نزد سلطان سعایت می کنند.
اما آنان که بوی گندشان از جیفه و مردار بیشتر است افرادی هستند که از لذات و شهوات پیروی نموده و از اموال خود حق خدا را نمی دهند.
اما آنان که از لباس های قطران و قیر چسبیده به بدن دربر دارند، آنان اهل کبر و خودپسندی و تفاخر هستند ( منبع روایت : مجمع البیان، ج 5، تفسیر سوره نبأ آیه 18 )

🌷 وفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا یعنی در روز قیامت آسمان باز می شود و آنگاه به صورت درب می شود ( یعنی به صورت درب باز می شود و انسانها چیزهای ندیده را می بیننند )

در اینکه منظور از « آسمان » همین آسمان اول است که به آسمان مُلک مشهور است یا اینکه منظور آسمان دوّم تا هفتم است که به آسمان ملکوت مشهور است ، میان مفسرین اختلاف است

عده ای گفتند 👈 مراد همین آسمان اوّل است و در روز قیامت هر چه که از این آسمان به چشم دیده نشده را انسانها می بیننند

عده ای دیگر گفتند 👈 مراد آسمان دوم تا هفتم است که در روز قیامت پرده ها به کنار می رود و انسانها آسمانهای ملکوت را می بینند ، ملائکه و جایگاهشان را می بینند ...


در این آیه بهتر است احتمال دوّم را در نظر بگیریم چرا که در آیات دیگر از قرآن این نظریه تایید شده است از جمله آیه 40 سوره مبارکه اعراف که فرمود : إِنَّ الَّذينَ کَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّي يَلِجَ الْجَمَلُ في‏ سَمِّ الْخِياطِ وَ کَذلِکَ نَجْزِي الْمُجْرِمينَ یعنی بدرستی کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها تکبر نمودند، هرگز درهای آسمان برایشان گشوده نمی شود و به بهشت وارد نمی شوند، تا زمانیکه طناب کشتی درسوراخ سوزن وارد شود، و اینچنین بدکاران را سزا می دهیم .

پایان جلسه  هفتم🌷🙏

سوره نباء - جلسه هشتم


تفسیر سوره مبارکه نباء – جلسه هشتم

آیات مورد بحث

وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا ﴿۲۰﴾ إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا ﴿۲۱﴾ لِلطَّاغِينَ مَآبًا ﴿۲۲﴾ لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا ﴿۲۳﴾ لَا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا ﴿۲۴﴾ إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا ﴿۲۵﴾ جَزَاءً وِفَاقًا ﴿۲۶﴾

تفسیر

🌷و َسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا یعنی روز قیامت كوهها سیر داده می شوند و مانند سراب می گردند

مقدّمه : به طور کلی در قران دو دسته ایات پیرامون مساله قیامت دیده می شود . یکسری آیات، آیاتی هستند که بیانگر نشانه های مقدماتی قیامت هستند مانند اینکه می فرماید : کوهها سیر داده می شوند ( نباء / 20 ) ، خورشید تاریک می شود ( تکویر / 1 ) ، زمین به صورت سخت می لرزد ( زلزله / 1 )  ، آب دریاها بخار می شوند ( انفطار / 2 )...... دسته دیگر از آیات ، آیاتی هستند که به اصل قیامت و چگونگی حشر انسانها می پردازد مانند آیات سوره مبارکه واقعه که به چگونگی حشر انسانها و دسته های مختلف آن اشاره می کند .

این آیه که الان مورد بحث است از دسته اول است یعنی در بیان نشانه های مقدماتی قیامت است .

می فرماید در آستانه برپایی قیامت ، کوهها سیر داده می شوند و چنان مانند شن و ماسه ریز می شوند که گویا سراب بودند و اصلا از اول وجود نداشتند ...

کلمه « سراب » به معنی آب نما است یعنی چیزی از دور می بینید که گمان می کنید آب است اما آب نیست و فقط نمایی از آب دارد که این حالت در بیابان زیاد دیده می شود . به همین خاطر در قدیم به سراب می گفتند « گور آب » گور یعنی بیابان ...


🌷إنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا یعنی بدرستیکه جهنم در کمین شماست

کلمه مرصاد از ریشه رصد می آید .... رصد به معنی الاستعداد للترقب ... اینکه انسان در کمین کسی یا چیزی باشد که در موقع مناسب آن را بگیرد ... در آیات قرآن هم داریم که انّ ربک لبالمرصاد (

می فرماید جهنم در کمین شماست ، آن وقتی که ببیند نامه عملتان به دست چپتان داده شده ، شما را در خود فرو خواهد برد ..... گر بر سر خاشاک یکی پشّه بجنبد * جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست


🌷للطاغین مآبا یعنی برای طاغیان محل بازگشت است

خب این جهنمی که از آن صحبت شد در کمین چه کسانی است ؟ می فرماید در کمین طاغیان

طاغی در لغت به کسی می گویند که از حد خود تجاوز کند و حقوق دیگران را زیر پا بگذارد ...

کلمه « مآب » از ریشه أوب به معنی محل رجوع است یعنی گویا جهنم از همان ابتدای خلقت خانه همین طاغیان بوده و این جماعت به خانه خودشان است نه یک جای جدید


🌷لابثین فیها احقابا یعنی درنگ می کنند و می مانند در جهنم سالهای زیاد بعد از سالهای زیاد

کلمه « لابثین » از ریشه لبث به معنای درنگ کردن و ماندن ..... می فرماید طاغیان در جهنم می مانند به اندازه احقاب

کلمه احقاب از ریشه حُقب است . حُقب یعنی سالهای زیاد ، وقتی این کلمه جمع بسته می شود و به صورت احقاب می آید به معنی « سالهای زیاد بعد از سالهای زیاد » می شود که به تعبیر دیگر همان همیشگی ، یعنی جماعت طاغی در جهنم به صورت همیشگی خواهند ماند و این همانست که در آیات دیگر قرآن با عنوان « خلود در جهنم » یاد شده است


🌷لا یذوقون فیها بردا و لا شرابا یعنی نمی چشند در جهنم ، نه خنکی و نه نوشیدنی

کلمه یذوقون از ریشه « ذوق » است یعنی حداقل تماس .... ببینید ! یک وقتی شما غذایی می آورید سر سفره و میهمان میل می فرماید ، این نوع خوردن نامش أکل است و یا لیوان اب یا شربتی می آورید و نوش جان می کند، این نامش شُرب است ، اما یک وقتی شما یک مقدار غذای خیلی کم میاورید و به میهمان می دهید تا بچشد و مزه آن را به شما اعلان کند ، نام این « ذوق » است یعنی حداقل تماس در چشیدن و خوردن

می فرماید جهنمیان در جهنم ذوق ندارند یعنی حداقل چشایی از خنکی و نوشیدنی را ندارند .... در جهنم هوا گرم است و گرما جهنمیان را اذیت می کند و همچنین سخت تشنه می شوند اما دریغ از ذره ای خنکی و ذره ای نوشیدنی


🌷الا حمیما و غشاقا یعنی نوشیدنی و خوردنی ندارند الا اب داغ و غذای چرکین

کلمه حمیم از ریشه حَ مَ مَ به معنی گرمی و داغی است .... به آبی که داغ و غیر قابل نوشیدن باشد حمیم گفته می شود . به فضایی که در آن آب داغ وجود دارد، حمّام گفته می شود

کلمه « غسّاق » از ریشه غَسَقَ به معنی تاریکی و سیاهی و لجن و عفن است

یعنی غذایی که میخورند سیاهی و لجنی را در خود دارد و قابل خوردن نیست اصلا


🌷جزاء وفاقا یعنی این جزای سخت موافق با همان عمل ظالمانه و طاغیانه آنها است

این آیه جواب از یک سوال مقدّر است ... سوال آن است که آیا این سخت گیری زیاد، آیا ظلم نیست در حق جهنمیان ؟؟


می فرماید خیر ... این جزای سخت در مقابل عملی است که سزایش همین جزای سخت است ... یعنی اگر خوب دقت کنید دزدی کردند ، حق دیگری خوردند ، زندگی دیگران را تا آخر عمرشان تلخ کردند ..  لذا این سخت گیری حقّشان است و موافق با عمال زشت آنها

پایان جلسه هشتم

پنج شنبه هشتم مهر 1395 🙏

سوره نباء - جلسه نهم

تفسیر سوره مبارکه نباء – جلسه نهم

آیات مورد بحث

إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا ﴿۲۷﴾ وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّابًا ﴿۲۸﴾ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا ﴿۲۹﴾ فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا ﴿۳۰﴾

تفسیر

🌷 إنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا *  وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّابًا  یعنی آنان بودند كه به روز حساب اميد نداشتند  و آيات ما را سخت تكذيب میکردند

در این دو آیه دلایل جهنمی شدن طاغیان را بیان می فرماید ...

می فرماید علت اینکه طاغیان در جهنم چنین شرایط سختی را دارند به خاطر این است که این جماعت روز قیامت را باور نداشتند . به تعبیر حافظ

گوئیا باور نمی دارند روز داوری * کین همه قلب و دغل در کار داور می کنند

و این در حالی است که خداوند متعال در همین دنیا ،  در سوره مبارکه فصلّت، به کرّات تذکر داده و فرمود : « ویلٌ یومئذٍ للمکذّبین » یعنی ( در روز قیامت ) وای بر کسانی که قیامت را تکذیب کردند
خود بپردازند .


 وقتی حساب و کتابی تصوّر نشود، آنوقت انسان به هر فسقی دست می زند .


🌷 وكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا یعنی هر چيزى را برشمرده [به صورت] كتابى در آورده‏ ايم

طاغیان، قیامت را منکر می شوند در حالی که در قیامت هر چیزی ( هر عملی اعم از ریز و درشت ) در دادگاه الهی به صورت کتابی نوشته شده است .

کلمه « أحصینا » از ریشه حصاء به معنای ریگ است و چون در قدیم شمارش و آمارگیری با ریگ انجام میشد، به آمارگیری « إحصاء » اطلاق شده است .

🌷 فذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا یعنی پس ای طاغیان بچشيد كه جز عذاب هرگز [چيزى] بر شما نمى‏ افزاييم

کلمه « لن » به معنای نفی ابد است یعنی خداوند هرگز جز عذابی که حقشان است چیزی بر انها نمی افزاید یعنی هیچ وقت خداوند زیاده از حدی که انها باید عذاب شوند، آنها را عذاب نمی کند و این هم از نشانه های رحمت الهی است که به هنگام پاداش به مومنین ، نعمات بهشتی را به آنها زیادتر از حقشان می دهد اما در مورد عذاب می فرماید ؛ هرگز چنین کاری خداوند نمی کند .


پایان جلسه نهم

پنج شنبه 15 مهر 1395 🙏

سوره نباء - جلسه دهم

تفسیر سوره مبارکه نباء – جلسه دهم

آیات مورد بحث

إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ﴿۳۱﴾ حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ﴿۳۲﴾ وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ﴿۳۳﴾ وَكَأْسًا دِهَاقًا ﴿۳۴﴾

تفسیر

🌷 إنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا یعنی برای تقوا پیشه گان فوز و رستگاری است

این ایه در مقابل آیه ای است که خداوند فرمود للطاغین مآبا ...

کلمه « مفاز » مصدر میمی است از ریشه فوز . فوز به معنی الظفر الی المطلوب مع السلامه یعنی رسیدن به یک هدفی با سلامتی کامل و بدون درد سر

می فرماید متقین به رستگاری می رسند و داخل بهشت می شوند با فوز ( با سلامت کامل و بدون درد سر )

🌷 حدَائِقَ وَأَعْنَابًا یعنی باغ ها و انگورهایی در آن بهشت است

کلمه حدائق جمع حدیقه است حدیقه از ریشه حدق به معنای باغی است که دور تا دور آن حصار شده باشد . اصولا در لغت عرب گفته شده اذا احدق الشیء أی احاط الشیء یعنی هر چیزی که در موردش گفته می شود إحداق شده یعنی إحاطه شده . اصولا کلمه « محیط » به فضایی گفته می شود که دورش بسته باشد و چهار چوب مشخصی داشته باشد .

خداوند باغی که برای بهشتیان در نظر گرفته محیط و دیوار چین شده است تا بهشتیان در امنیت کامل روحی و روانی از نعمات درون آن استفاده کنند یعنی چشم حسودی به آن نمی افتد ، چشم دیگرانی که ندارند نیز نمی افتد تا حلاوت و شیرینی استفاده از آن باغ و نعماتش به طور کامل چشیده شود

کلمه « اعنابا » از ریشه عنب به معنی انگور است اما در اصل لغت به معنی درخت انگور است .

در فارسی از بهترین باغ تعبیر می کنند به « فردوس » . فردوس به باغی گفته می شود که حتما در آن انگور باشد و الا هیچ وقت این لفظ را استعمال نمی کنند .

در مورد میوه انگور 👇

عنب یا همان انگور میوه ای پر برکت است به طوری که هیچ میوه ای تا این حدّ دارای برکت نیست

باغ انگور بسیار نشاط آور است

از برگ درخت آن برای غذا استفاده می کنند

قبل از رسیدن میوه، از آن به عنوان آبغوره و ترشی استفاده می کنند

به هنگام رسیدن، به عنوان یک میوه دارای پروتئین از آن استفاده می کنند

اگر از آن نتوانستند استفاده کنند ، از آن کشمش درست می کنند

اگر خراب هم بشود، از آن سرکه درست می کنند

در فقه اسلامی، از انگور نه به عنوان میوه بلکه به عنوان یک غذای کامل مانند گندم از آن یاد می شود همچنانکه در بحث زکات، در کنار گندم و جو از انگور و کشمش یاد می شود .

و بالاخره اینکه به درخت انگور « درخت کَرم » گفته می شود که از ریشه کرامت است . یعنی درختی است کریم .

🌷 و کواعب اترابا یعنی ( از جمله نعمتهای بهشتی ) زنان جوانی هستند که برجستگی بدنشان نمایان شده است که آنها همسان شوهر خود هستند

کلمه کواعب جمع کوعب از ریشه کَ عَ بَ است به معنی برجستگی

به برجستگی روی پا « کعب » گفته می شود همچنانکه خداوند در آیه 6 سوره مبارکه مائده که بحث وضو است ، فرمود : وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ یعنی در وضو باید مسح کنید سر و پاها را تا کعب و برجستگی روی پا .... کعبه را از آنجهت کعبه نامیدند که اولین نقطه از زمین بود که از زیر آب بیرون آمده و برجستگی اش نمایان شد .

می فرماید زنان بهشتی ، زنان جوانی هستند که برجستگی بدنشان نمایان شده است ... ( تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل )

کلمه اتراب جمع تریبه است .... تریبه به زنی می گویند که از جهت اخلاق و رفتار خود را همسان و مساوی شوهر نگه می دارد تا کمترین اختلافی با همسرش نداشته باشد .

زنان بهشتی اینطور هستند که تمام همّتشان این است که مانند شوهر خود باشند و مایه اسایشش باشند .

🌷 و کأساً دِهاقاً یعنی و پياله ‏هاى لبالب از شراب بهشتی

کلمه « کأس » به معنی ظرفی است که لبالب پر باشد از نوشیدنی ...

ان شائالله در جای خود یعنی تفسیر سوره مبارکه واقعه ، از شرابهای بهشتی و خواص آن خواهیم گفت تا معنای این آیه را بهتر درک کنیم .

پایان جلسه دهم 🙏

پنج شنبه 22 مهر 1395

سوره نباء - جلسه یازدهم


تفسیر سوره مبارکه نباء – جلسه یازدهم ( جلسه آخِر )

آیات مورد بحث

لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا ﴿۳۵﴾ جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا ﴿۳۶﴾ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿۳۷﴾ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا ﴿۳۸﴾ ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا ﴿۳۹﴾ إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا ﴿۴۰﴾

تفسیر

🌷 لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا  یعنی در آنجا نه حرف بيهوده‏ اى شنوند و نه يكديگر را تكذيب كنند

در دنیا اصولا اینطوری است که بعضی از مصادیق آزار و اذیت از طریق گوش به ما می رسد . که لغو و کذاب هم از همان موارد است

لغو در لغت به معنای « مالا فائده فیه » یعنی حرف و کلامی که هیچ فایده ای ندارد و بیهوده و عبث است و برای انسان کسالت را به همراه می آورد

کذّاب یعنی تکذیب کردن ... اینکه انسان را به حرفی متهم کنند و بگویند این دروغ را این فرد زده

می فرماید در بهشت ، بهشتیان حرف لغو نمی شنوند و همچنین متهم به دروغگویی نمی شوند بلکه تمام کلماتی که می شوند تحیت و سلام و رحمت است .

🌷 جزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا یعنی اینها پاداشى از پروردگار توست که عطايى است از روى حساب

کلمه جزاء در لغت به معنای پاداشی است که در مقابل عملی داده می شود . اما عطاء بر عکس است یعنی هدیه و پاداشی است که نیاز به عمل ندارد .

خب 👈 این چطور می شود که نعمات بهشتی هم جزاء باشد و هم عطاء ؟ بالاخره این نعمات بهشتی در مقابل اعمال ما مانند نماز و روزه و حج است یا اینکه در مقابل اینها نیست و عطاء است ؟

جواب 👈  از آنجا که فرمود نعمات بهشتی جزاء هستند ، مشخص می کند که ما انسانها باید عملی داشته باشیم تا در مقابل نعمتهای بهشتی داده شود . اما فرمود این نعمات بهشتی عطاء است یعنی شما هر چقدر هم اعمالتان زیاد باشد، بدانید که نعمات بهشتی سطحش خیلی فراتر از اعمال شماست و در حقیقت خداوند آن نعمات را از روی احسان خویش به ما عطا می کند نه اینکه واقعا اعمال ما لیاقت آن نعمات بهشتی باشد . در حقیقت خداوند با این نوع بیان ، به ما تذکر می دهد که در قبال اعمالی که داریم غرّه نشویم و به این چند رکعت نماز خود و روزه ای که میگیریم ننازیم .

🌷 ربِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا یعنی پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است بخشايشگرى كه كس را ياراى خطاب با او نيست

در این ایه ربّ را توضیح می دهد . بالاخره این ربّ و خدائی که این نعمات بهشتی را در نظر گرفته چه کسی است ؟ می فرماید : این ربّ ، ربّ آسمان و زمین و هر آنچه که بین آن دو است می باشد که نامش رحمان است

در اینجا نام « رحمان » برده شده . این نام از رحمت الهی می آید یعنی اینکه می بینید خداوند این نعمات بهشتی را در اختیار متقین قرار می دهد ، به خاطر صفت رحمان است  به تعبیر علمی در اینجا تعلیق خکم بر وصف رحمانیت خداوند شده تا به مخاطبین بفهماند که تمام نعمات بهشتی از سر رحمت الهی است که در اختیار متقین قرار داده می شود

🌷 يوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا یعنی روزى كه روح و فرشتگان به صف مى‏ ايستند و مردم سخن نگويند مگر كسى كه خداى رحمان به او اذن داده باشد و او کسی باشد که در دنیا سخن راست گفته باشد

قسمتی از آیه قبل و این آیه در مورد قیامت است . می فرماید در روز قیامت هیچ کس قدرت سخن گفتن با خداوند را ندارد الا کسی که خداوند از قبل به او اذن سخن گفتن داده باشد .

در این میان خداوند از قیامت اینطور تعبیر می کند که روح ( جبرئیل امین ) و تمام ملائکه به صف می ایستند و فقط کسانی که ماذون هستند از طرف خداوند، اجازه سخن گفتن دارند .

خب چه کسانی از طرف خداوند مأذون هستند ؟ .... در مقام جواب به یک روایت اشاره می کنیم 👇

از امام صادق -علیه السلام - درباره این آیه سؤال کردند، فرمود: نحن و الله الماذون لهم یوم القیامة و القائلون یعنی به خدا سوگند در روز قیامت به ما اجازه داده می‌شود و سخن می‌گوئیم
راوی سؤال می‌کند در آن روز شما چه می‌گوئید؟ فرمود:  « نمجد ربنا، و نصلی علی نبینا، و نشفع لشیعتنا، فلا یردنا ربنا » یعنی تمجید و ستایش پروردگارمان را می‌کنیم، و بر پیامبرمان درود می‌فرستیم، و برای پیروانمان شفاعت می‌کنیم، و خداوند شفاعت ما را رد نمی‌کند ( منبع روایت : مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۲۷. )


🌷 ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا یعنی آن روز روز حق است پس هر كه خواهد راه بازگشتى به سوى پروردگار خود بجويد

می فرماید آن روز ، روز حق است و به همین خاطر است که تنها به کسانی اجازه سخن گفتن می دهند که در دنیا به صواب سخن گفته باشند که انها اهل بیت علیهم السلام هستند .

می فرماید حال که معلوم شد وضعیت قیامت اینچنین است و کسی که صواب بگوید قدرت تکلم دارد ، هر کسی که می خواهد به سوی پروردگار بازگردد



🌷 إنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا یعنی ما شما را از عذابى نزديك هشدار داديم روزى كه آدمى آنچه را با دست ‏خويش پيش فرستاده است بنگرد و كافر گويد كاش من خاك بودم

می فرماید ما شما را انذار می دهیم از عذابی نزدیک ... گمان نکنید عذاب قیامت از شما دور است ، خیر ، بلکه نزدیک است ... روز قیامتی که هر شخص هر چه که با دو دست خویش فرستاده را می بینید یعنی از همین الان ما می توانیم بفهمیم که برای خودمان اتش مهیا می کنیم یا نعمتی از نعمات الهی

می فرماید روز قیامت برای جماعت کافر خیلی وضع بدی است به حدی از روش و منش دنیوی خود پشیمان می شود که می گوید کاش من خاک بودم و هرگز به صورت ادم آفرینش نمی شدم و مورد امتحان الهی قرار نمی گرفتم

خب با این انذاری که خداوند از قیامت می دهد ، بیشتر باید در اعمال و رفتارمان دقت کنیم و دل به این دنیای زودگذر و فانی نبندیم ...

بس بگردید و بگردد روزگار
 دل به دنیا درنبندد هوشیار

ای که دستت می‌رسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

اینکه در شهنامه‌هاآورده‌اند
رستم و رویینه‌تن اسفندیار

تا بدانند این خداوندان مُلک
کز بسی خلقست دنیا یادگار

اینهمه رفتند و مای شوخ چشم
هیچ نگرفتیم از ایشان اعتبار

ای که وقتی نطفه بودی بی‌خبر
وقت دیگر طفل بودی شیرخوار

مدتی بالا گرفتی تا بلوغ
سرو بالایی شدی سیمین عذار

همچنین تا مرد نام‌آور شدی
فارس میدان و صید و کارزار

آنچه دیدی بر قرار خود نماند
وینچه بینی هم نماند بر قرار

دیر و زود این شکل و شخص نازنین
خاک خواهد بودن و خاکش غبار

گل بخواهد چید بی‌شک باغبان
ور نچیند خود فرو ریزد ز بار

اینهمه هیچست چون می‌بگذرد
تخت و بخت و امر و نهی و گیر و دار

نام نیکو گر بماند ز آدمی
به کزو ماند سرای زرنگار ( قسمتی از قصاید سعدی ، شماره 28 )

پایان جلسه یازدهم 🙏

پنج شنبه 27 مهر 1395