سوره نباء - جلسه یازدهم
تفسیر سوره مبارکه نباء – جلسه یازدهم ( جلسه آخِر )
آیات مورد بحث
لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا ﴿۳۵﴾ جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا ﴿۳۶﴾ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿۳۷﴾ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا ﴿۳۸﴾ ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا ﴿۳۹﴾ إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا ﴿۴۰﴾
تفسیر
🌷 لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا یعنی در آنجا نه حرف بيهوده اى شنوند و نه يكديگر را تكذيب كنند
در دنیا اصولا اینطوری است که بعضی از مصادیق آزار و اذیت از طریق گوش به ما می رسد . که لغو و کذاب هم از همان موارد است
لغو در لغت به معنای « مالا فائده فیه » یعنی حرف و کلامی که هیچ فایده ای ندارد و بیهوده و عبث است و برای انسان کسالت را به همراه می آورد
کذّاب یعنی تکذیب کردن ... اینکه انسان را به حرفی متهم کنند و بگویند این دروغ را این فرد زده
می فرماید در بهشت ، بهشتیان حرف لغو نمی شنوند و همچنین متهم به دروغگویی نمی شوند بلکه تمام کلماتی که می شوند تحیت و سلام و رحمت است .
🌷 جزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا یعنی اینها پاداشى از پروردگار توست که عطايى است از روى حساب
کلمه جزاء در لغت به معنای پاداشی است که در مقابل عملی داده می شود . اما عطاء بر عکس است یعنی هدیه و پاداشی است که نیاز به عمل ندارد .
خب 👈 این چطور می شود که نعمات بهشتی هم جزاء باشد و هم عطاء ؟ بالاخره این نعمات بهشتی در مقابل اعمال ما مانند نماز و روزه و حج است یا اینکه در مقابل اینها نیست و عطاء است ؟
جواب 👈 از آنجا که فرمود نعمات بهشتی جزاء هستند ، مشخص می کند که ما انسانها باید عملی داشته باشیم تا در مقابل نعمتهای بهشتی داده شود . اما فرمود این نعمات بهشتی عطاء است یعنی شما هر چقدر هم اعمالتان زیاد باشد، بدانید که نعمات بهشتی سطحش خیلی فراتر از اعمال شماست و در حقیقت خداوند آن نعمات را از روی احسان خویش به ما عطا می کند نه اینکه واقعا اعمال ما لیاقت آن نعمات بهشتی باشد . در حقیقت خداوند با این نوع بیان ، به ما تذکر می دهد که در قبال اعمالی که داریم غرّه نشویم و به این چند رکعت نماز خود و روزه ای که میگیریم ننازیم .
🌷 ربِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا یعنی پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است بخشايشگرى كه كس را ياراى خطاب با او نيست
در این ایه ربّ را توضیح می دهد . بالاخره این ربّ و خدائی که این نعمات بهشتی را در نظر گرفته چه کسی است ؟ می فرماید : این ربّ ، ربّ آسمان و زمین و هر آنچه که بین آن دو است می باشد که نامش رحمان است
در اینجا نام « رحمان » برده شده . این نام از رحمت الهی می آید یعنی اینکه می بینید خداوند این نعمات بهشتی را در اختیار متقین قرار می دهد ، به خاطر صفت رحمان است به تعبیر علمی در اینجا تعلیق خکم بر وصف رحمانیت خداوند شده تا به مخاطبین بفهماند که تمام نعمات بهشتی از سر رحمت الهی است که در اختیار متقین قرار داده می شود
🌷 يوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا یعنی روزى كه روح و فرشتگان به صف مى ايستند و مردم سخن نگويند مگر كسى كه خداى رحمان به او اذن داده باشد و او کسی باشد که در دنیا سخن راست گفته باشد
قسمتی از آیه قبل و این آیه در مورد قیامت است . می فرماید در روز قیامت هیچ کس قدرت سخن گفتن با خداوند را ندارد الا کسی که خداوند از قبل به او اذن سخن گفتن داده باشد .
در این میان خداوند از قیامت اینطور تعبیر می کند که روح ( جبرئیل امین ) و تمام ملائکه به صف می ایستند و فقط کسانی که ماذون هستند از طرف خداوند، اجازه سخن گفتن دارند .
خب چه کسانی از طرف خداوند مأذون هستند ؟ .... در مقام جواب به یک روایت اشاره می کنیم 👇
از امام صادق -علیه السلام - درباره این آیه سؤال کردند، فرمود: نحن و الله الماذون لهم یوم القیامة و القائلون یعنی به خدا سوگند در روز قیامت به ما اجازه داده میشود و سخن میگوئیم
راوی سؤال میکند در آن روز شما چه میگوئید؟ فرمود: « نمجد ربنا، و نصلی علی نبینا، و نشفع لشیعتنا، فلا یردنا ربنا » یعنی تمجید و ستایش پروردگارمان را میکنیم، و بر پیامبرمان درود میفرستیم، و برای پیروانمان شفاعت میکنیم، و خداوند شفاعت ما را رد نمیکند ( منبع روایت : مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۲۷. )
🌷 ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا یعنی آن روز روز حق است پس هر كه خواهد راه بازگشتى به سوى پروردگار خود بجويد
می فرماید آن روز ، روز حق است و به همین خاطر است که تنها به کسانی اجازه سخن گفتن می دهند که در دنیا به صواب سخن گفته باشند که انها اهل بیت علیهم السلام هستند .
می فرماید حال که معلوم شد وضعیت قیامت اینچنین است و کسی که صواب بگوید قدرت تکلم دارد ، هر کسی که می خواهد به سوی پروردگار بازگردد
🌷 إنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا یعنی ما شما را از عذابى نزديك هشدار داديم روزى كه آدمى آنچه را با دست خويش پيش فرستاده است بنگرد و كافر گويد كاش من خاك بودم
می فرماید ما شما را انذار می دهیم از عذابی نزدیک ... گمان نکنید عذاب قیامت از شما دور است ، خیر ، بلکه نزدیک است ... روز قیامتی که هر شخص هر چه که با دو دست خویش فرستاده را می بینید یعنی از همین الان ما می توانیم بفهمیم که برای خودمان اتش مهیا می کنیم یا نعمتی از نعمات الهی
می فرماید روز قیامت برای جماعت کافر خیلی وضع بدی است به حدی از روش و منش دنیوی خود پشیمان می شود که می گوید کاش من خاک بودم و هرگز به صورت ادم آفرینش نمی شدم و مورد امتحان الهی قرار نمی گرفتم
خب با این انذاری که خداوند از قیامت می دهد ، بیشتر باید در اعمال و رفتارمان دقت کنیم و دل به این دنیای زودگذر و فانی نبندیم ...
بس بگردید و بگردد روزگار
دل به دنیا درنبندد هوشیار
ای که دستت میرسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
اینکه در شهنامههاآوردهاند
رستم و رویینهتن اسفندیار
تا بدانند این خداوندان مُلک
کز بسی خلقست دنیا یادگار
اینهمه رفتند و مای شوخ چشم
هیچ نگرفتیم از ایشان اعتبار
ای که وقتی نطفه بودی بیخبر
وقت دیگر طفل بودی شیرخوار
مدتی بالا گرفتی تا بلوغ
سرو بالایی شدی سیمین عذار
همچنین تا مرد نامآور شدی
فارس میدان و صید و کارزار
آنچه دیدی بر قرار خود نماند
وینچه بینی هم نماند بر قرار
دیر و زود این شکل و شخص نازنین
خاک خواهد بودن و خاکش غبار
گل بخواهد چید بیشک باغبان
ور نچیند خود فرو ریزد ز بار
اینهمه هیچست چون میبگذرد
تخت و بخت و امر و نهی و گیر و دار
نام نیکو گر بماند ز آدمی
به کزو ماند سرای زرنگار ( قسمتی از قصاید سعدی ، شماره 28 )
پایان جلسه یازدهم 🙏
پنج شنبه 27 مهر 1395
+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 1:20 توسط بنده خدا
|