سوره بلد - جلسه اوّل
تفسیر سوره مبارکه بلد – جلسه اوّل
آیات مورد بحث
لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ﴿۱﴾ وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ ﴿۲﴾ وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ ﴿۳﴾
تفسیر
این سوره به مانند سوره های دیگر ، جزو سُوَر مکّی قرآن است . می فرماید :
🌷 لا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ﴿۱﴾ سوگند به اين شهر
حرف لا در ابتدای این آیه ، حرف نفی نیست بلکه
عده ای از مفسرین گفتند 👈 این « لا » زائده است ، نه زائده به معنای متعارف بلکه زائده به معنای ادبی آن که حرف زائده تاکید مضمون جمله را به عهده دارد .
عده ای دیگر از مفسّرین گفتند 👈 این « لا » حرف رد و انکار است که بعدش خداوند قسم یاد می کند . اصولا در محاکم قضایی اینطوری است که فردی که مُنکر است باید قسم بخورد . اینجا هم همین است گویا خداوند عقیده مشرکین مکه را با « لا » انکار می کند و بعد از آن قسم یاد کرده و می فرماید اقسم بهذا البلد
کلمه بلد از ریشه بَ لَ دَ به معنای ثبات است . به انسانهایی که فکر و مغزشان فعالیت ندارد و به اصطلاح کودن هستند، « بلید » می گویند .
از آنجایی که انسانها در شهر ساکن می شوند و زندگیشان در آنجا ثبات پیدا می کند، به شهر نیز « بلد » گفته اند .
🌺 خب ، این کدام شهر است که خداوند به آن قسم می خورد ؟
با توجه به ادامه آیات، مشخص می شود که این شهر ، شهر مکّه است . شهری که خانه خدا در آن قرار دارد ، شهری که حضرت ابراهیم آن را بنا نهاده ، شهری که سرزمین وحی الهی است ، شهری که پایگاه بسیاری از پیامبران الهی بوده است .
اولین خانه عبادت در میان انسانها در مکه بنا نهاده شده همچنانکه فرمود : إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُديً لِلْعالَمينَ ( آل عمرمان / 96 )
شهری است که که حضرت ابراهیم علیه السلام از خداوند امنیت آن را خواستار شد : وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا ( بقره / 126 ) و خداوند نیز آن را تنها شهر أمن کره زمین قرار داد ( آل عمران / 97 )
خلاصه اینکه ؛ این شهر دارای عظمت و جایگاه خاصی است و به همین خاطر خداوند به آن قسم می خورد
🌷وأنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ ﴿۲﴾ و حال آنكه ( ای پیامبر ) تو در اين شهر جاى دارى
این آیه می فهماند که شرف مکّه به خاطر آنست که پیامبر در آن زندگی می کند و بر روی خاک آن راه می رود . به اصطلاح ؛ شرف المکان بالمکین
نکته ادبی : این آیه که بین دو آیه مرتبط با هم آمده است در اصطلاح ادبی جمله « معترضه » یا « حشو » نامیده می شود .
به این نوع جملات معترضه می گویند 👈 چون وسط دو جمله ای که آن دو جمله با هم مرتبط هستند می آید ( الان آیه اول یعنی لااقسم بهذا البلد و آیه سوم یعنی ووالد و ما ولد با هم مرتبط هستند )
به این نوع جملات حشو می گویند 👈 حشو یعنی زیادی ، منتها این جملات در عین حالی که زیادی هستند، زیبایی خاصی به کلام می دهند و گاهی به قدری جملات را زیبا می کنند که به آن « حشو ملیح » می گویند . به چند نمونه اشاره می کنیم :
نمونه اوّل : سعدی می گوید :
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
که رحمت بر آن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
در اینجا جمله « که رحمت بر آن تربت پاک باد » جمله معترضه و حشو است .
نمونه دوّم : آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست * هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
در اینجا جمله « که صد قافله دل همره اوست » معترضه و حشو است .
🌷ووالِدٍ وَمَا وَلَدَ ﴿۳﴾ قسم به پدر و فرزند
در اینکه منظور از پدر و فرزند چه کسانی هستند دو نظریه وجود دارد👇
نظریه اوّل 👈 منظور ارتباط بین پدر و فرزند است که ارتباط عجیبی است از جمله آنکه بسیاری از اخلاق و رفتار پدر را می توان در فرزند یافت .
🌺 پیامبر اکرم فرمود : انّ الولد سرّ أبیه یعنی فرزند خلاصه و چکیده پدرش است ( کشف الغمّه ج 2 ص 65 )
زین سبب فرمود آن شاه نبی
اعلمو انّ الولد سرّ أبیه
خوی بابا در ولد ساری بُوَد
هر چه در چشمه به جو جاری بُوَد
روی رومی زاده باشد همچو ماه
روی زنگی زاده چون قیر سیاه
هر که علیّین بُوَد او را پدر
گو برو گوی سعادت را ببر
🌺 امام جعفرصادق(ع) فرمودند: خداوند تبارك و تعالي به حضرت موسي وحي فرمود: « من فرزندان را به كوشش پدران مزد ميدهم » (فروع كافي ج2، ص74ـ73 )
معلوم نیست توفیقاتی که نصیب ما میشود نتیجه صلاحیت کدام یک از اجداد ما بوده است . خداوند توفیق دهد که کاری کنیم که خیر ما هم به نسل های بعد برسد .
نظریه دوّم 👈 منظور از والد و ولد ، حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل علیهم السلام هستند و چون خداوند در ایه اول قسم به شهر مکه خورد، اینجا نیز احتمال زیاد این دو پیامبر خدا مد نظر هستند . پیامبرانی که در زندگی خود در راه خدا ایثار زیادی کردند .
پایان جلسه اوّل🌷🙏
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396
آیات مورد بحث
لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ﴿۱﴾ وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ ﴿۲﴾ وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ ﴿۳﴾
تفسیر
این سوره به مانند سوره های دیگر ، جزو سُوَر مکّی قرآن است . می فرماید :
🌷 لا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ﴿۱﴾ سوگند به اين شهر
حرف لا در ابتدای این آیه ، حرف نفی نیست بلکه
عده ای از مفسرین گفتند 👈 این « لا » زائده است ، نه زائده به معنای متعارف بلکه زائده به معنای ادبی آن که حرف زائده تاکید مضمون جمله را به عهده دارد .
عده ای دیگر از مفسّرین گفتند 👈 این « لا » حرف رد و انکار است که بعدش خداوند قسم یاد می کند . اصولا در محاکم قضایی اینطوری است که فردی که مُنکر است باید قسم بخورد . اینجا هم همین است گویا خداوند عقیده مشرکین مکه را با « لا » انکار می کند و بعد از آن قسم یاد کرده و می فرماید اقسم بهذا البلد
کلمه بلد از ریشه بَ لَ دَ به معنای ثبات است . به انسانهایی که فکر و مغزشان فعالیت ندارد و به اصطلاح کودن هستند، « بلید » می گویند .
از آنجایی که انسانها در شهر ساکن می شوند و زندگیشان در آنجا ثبات پیدا می کند، به شهر نیز « بلد » گفته اند .
🌺 خب ، این کدام شهر است که خداوند به آن قسم می خورد ؟
با توجه به ادامه آیات، مشخص می شود که این شهر ، شهر مکّه است . شهری که خانه خدا در آن قرار دارد ، شهری که حضرت ابراهیم آن را بنا نهاده ، شهری که سرزمین وحی الهی است ، شهری که پایگاه بسیاری از پیامبران الهی بوده است .
اولین خانه عبادت در میان انسانها در مکه بنا نهاده شده همچنانکه فرمود : إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُديً لِلْعالَمينَ ( آل عمرمان / 96 )
شهری است که که حضرت ابراهیم علیه السلام از خداوند امنیت آن را خواستار شد : وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا ( بقره / 126 ) و خداوند نیز آن را تنها شهر أمن کره زمین قرار داد ( آل عمران / 97 )
خلاصه اینکه ؛ این شهر دارای عظمت و جایگاه خاصی است و به همین خاطر خداوند به آن قسم می خورد
🌷وأنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ ﴿۲﴾ و حال آنكه ( ای پیامبر ) تو در اين شهر جاى دارى
این آیه می فهماند که شرف مکّه به خاطر آنست که پیامبر در آن زندگی می کند و بر روی خاک آن راه می رود . به اصطلاح ؛ شرف المکان بالمکین
نکته ادبی : این آیه که بین دو آیه مرتبط با هم آمده است در اصطلاح ادبی جمله « معترضه » یا « حشو » نامیده می شود .
به این نوع جملات معترضه می گویند 👈 چون وسط دو جمله ای که آن دو جمله با هم مرتبط هستند می آید ( الان آیه اول یعنی لااقسم بهذا البلد و آیه سوم یعنی ووالد و ما ولد با هم مرتبط هستند )
به این نوع جملات حشو می گویند 👈 حشو یعنی زیادی ، منتها این جملات در عین حالی که زیادی هستند، زیبایی خاصی به کلام می دهند و گاهی به قدری جملات را زیبا می کنند که به آن « حشو ملیح » می گویند . به چند نمونه اشاره می کنیم :
نمونه اوّل : سعدی می گوید :
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
که رحمت بر آن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
در اینجا جمله « که رحمت بر آن تربت پاک باد » جمله معترضه و حشو است .
نمونه دوّم : آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست * هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
در اینجا جمله « که صد قافله دل همره اوست » معترضه و حشو است .
🌷ووالِدٍ وَمَا وَلَدَ ﴿۳﴾ قسم به پدر و فرزند
در اینکه منظور از پدر و فرزند چه کسانی هستند دو نظریه وجود دارد👇
نظریه اوّل 👈 منظور ارتباط بین پدر و فرزند است که ارتباط عجیبی است از جمله آنکه بسیاری از اخلاق و رفتار پدر را می توان در فرزند یافت .
🌺 پیامبر اکرم فرمود : انّ الولد سرّ أبیه یعنی فرزند خلاصه و چکیده پدرش است ( کشف الغمّه ج 2 ص 65 )
زین سبب فرمود آن شاه نبی
اعلمو انّ الولد سرّ أبیه
خوی بابا در ولد ساری بُوَد
هر چه در چشمه به جو جاری بُوَد
روی رومی زاده باشد همچو ماه
روی زنگی زاده چون قیر سیاه
هر که علیّین بُوَد او را پدر
گو برو گوی سعادت را ببر
🌺 امام جعفرصادق(ع) فرمودند: خداوند تبارك و تعالي به حضرت موسي وحي فرمود: « من فرزندان را به كوشش پدران مزد ميدهم » (فروع كافي ج2، ص74ـ73 )
معلوم نیست توفیقاتی که نصیب ما میشود نتیجه صلاحیت کدام یک از اجداد ما بوده است . خداوند توفیق دهد که کاری کنیم که خیر ما هم به نسل های بعد برسد .
نظریه دوّم 👈 منظور از والد و ولد ، حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل علیهم السلام هستند و چون خداوند در ایه اول قسم به شهر مکه خورد، اینجا نیز احتمال زیاد این دو پیامبر خدا مد نظر هستند . پیامبرانی که در زندگی خود در راه خدا ایثار زیادی کردند .
پایان جلسه اوّل🌷🙏
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 14:55 توسط بنده خدا
|