تفسیر سوره مبارکه قارعه

آیات مورد بحث


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ... الْقَارِعَةُ ﴿۱﴾ مَا الْقَارِعَةُ ﴿۲﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ ﴿۳﴾ يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ﴿۴﴾ وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ﴿۵﴾ فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ ﴿۶﴾ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ ﴿۷﴾ وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ ﴿۸﴾ فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ ﴿۹﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ ﴿۱۰﴾ نارٌ حامیه

تفسیر


مقدمه : این سوره بر عکس بسیاری از سوره ها دارای تنوع مطالب نیست بلکه تمام مطالب آن در مورد قیامت است . وقتی یک سوره دارای یک موضوع خاص است نشان از اهمیت آن موضوع دارد .

تنوع مطالب در قرآن به خاطر آنست که مخاطبین دچار کسالت و خستگی نشوند . اگر در میان اشعار شعراء ، اشعار حافظ را می بینیم که موفق است به خاطر تنوع مطالب است و هر بیتی در یک حال و هوا و مطابق با حال یک شخص است .حافظ رمز موفقیت را چنین می گوید : صبح خيزي و سلامت طلبي چون حافظ. * هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم


🌷 الْقَارِعَةُ ﴿۱﴾ كوبنده

القارعه از اسامی قیامت است و الف و لامش عهد ذهنی است . قارعه از ریشه قَ ر ع به معنی کوبیدن است . به کوبه درب مِقرعه می گویند . به پُتک آهنگران نیز مِقرعه می گویند . نوعاً قرع به کوبیدنی می گویند که تاثیرگذاری شدید دارد به عکس کوبیدنی که نرم و آهسته است

🌷ما الْقَارِعَةُ ﴿۲﴾ چيست كوبنده

وقتی مای استفهامیه می آید، حالت ابهام ایجاد می کند و یک عظمتی را بازگو می کند مثل فَغَشِیَهُم مِّنَ الْیَمِّ مَا غَشِیَهُمْ خداوند فرعون و همراهانش را در آب فرو برد، چه فروبردنی ! ( طه / 78 )

🌷 ومَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ ﴿۳﴾ و تو چه دانى كه كوبنده چيست

این آیه هم عظمت آن روز را می رساند . خداوند در مورد قیامت می فرماید : يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا

یعنی در آن روز [همه مردم] داعى [حق] را كه هيچ انحرافى در او نيست پيروى مى كنند و صداها در مقابل [خداى] رحمان خاشع مى‏ گردد و جز صدايى آهسته نمى ‏شنوى

🌷 يوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ﴿۴﴾ روزى كه مردم چون پروانه[هاى] پراكنده گردند


کلمه فراش 👈 جمع فراشه به معنی پروانه است . می فرماید در روز قیامت مردم مثل پروانه ها هستند . پروانه ها در عین اینکه زیبا هستند اما وقتی به صورت دست جمعی حرکت می کنند بی نظم می شوند و به هم می خورند . در جای دیگر از قرآن می فرماید : يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ یعنی مردم از قبرهای خود بیرون می آیند و مانند ملخ های پراکنده محشور می شوند ( قمر / 7 )


در آیه 51 سوره مبارکه یاسین هم می فرماید :  فَإِذا هُمْ مِنَ اْلأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ ... فعل ینسلون از ریشه نسلان است که به حرکت گرگ می گویند . گرگ وقتی راه می رود دائم سرش را به اینطرف و آنطرف میچرخاند و هیچ وقت آرامش ندارد . به همین خاطر گرگ را متحیّر ترین حیوان می دانند .


🌷وتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ﴿۵﴾ و كوه ‏ها مانند پشم زده‏ شده رنگين شود

جبال 👈 جمع جبل به معنی کوه است اصل لغت این کلمه جَ بَ لَ به معنی ثابت و استوار بودن است . کوه در قرآن اسامی دیگری نیز دارد ، از آنجهت که بر افراشته است به آن « اعلام » می گویند ، از آنجهت که ریشه دار است « وَتَد » می گویند ... به افرادی که هیچ چیزی در او تاثیر ندارد و صلابت و استواری دارد می گویند فلانی جبلیّت دارد .

می فرماید این کوههای استوار که می بینید در روز قیامت مانند عِهن منفوش می شوند


عِهن 👈به معنی پنبه است منتها پنبه اگر رنگ خودش را داشته باشد ( یعنی سفید باشد ) به آن قُطن می گویند ولی اگر رنگ خودش را نداشته باشد و رنگارنگ باشد به آن عِهن می گویند . خب در کوهها کانی های مختلفی وجود دارد که هر کدام به رنگ خاصی است
 

🌺 مراحل از بین رفتن کوهها در قیامت به این ترتیب است 👇

👈 در مرحله اول به کوهها به حرکت در می آیند ( سیّرت الجبال فکانت سرابًا .. نباء / 20 )

👈در مرحله بعد، از جا کنده مى شوند، و سخت درهم کوفته خواهند شد ( وَ حُمِلَتِ الاْ َرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُکَّتا دَکَّهً واحِدَهً ... حاقه / 14 )

👈آنگاه، به صورت «توده اى از شن هاى متراکم» در مى آیند ( وَ کانَتِ الْجِبالُ کَثِیباً مَهِیلاً ... مزمّل / 14 )

👈پس از آن، به صورت «پشم زده شده» در مى آیند که با تند باد حرکت مى کند ( وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ... قارعه / 5 )

👈سپس، به صورت «گرد و غبار» در مى آیند که در فضا پراکنده مى شود ( وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسّاً * فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثّاً ... واقعه / 5 و 6 )

 

👈 و بالاخره، چنان می شود که گویا اصلا نبوده است ( ... فَکانَتْ سَراباً یعنی کوه ها به حرکت در مى آید و به صورت سرابى مى شود! نباء / 20 )


🌷فأمّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ ﴿۶﴾ اما هر كه سنجيده ‏هايش سنگين برآيد


کلمه ثقل👈 به معنای سنگینی است . ثقل گاهی به معنای سنیگنی فیزیکی است که به معنای وزن زیاد است و گاهی به معنای غیر فیزیکی است که در اینجا به معنای وقار است همچنانکه در محاورات عرفی نیز می گوئیم : فلان خانم سنگین است یعنی زن با وقاری است
 

کلمه موازین 👈 در اصل مِوزان بوده ( مانند میعاد که در اصل مِوعاد بوده ) جمع است منتها دو ریشه می توان برایش در نظر گرفت

1- موازین جمع میزان ... ما یُوزَنُ بِه را میزان می گویند ، میزان یعنی چیزی که ما اعمالمان را بر طبق آن تنظیم می کنیم . اگر بخواهیم به فارسی تعبیر کنیم کلمه « الگو » کلمه مناسبی است . این همانست که در آیه 21 سوره مبارکه احزاب آمده که لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ .... در روایت داریم ک ه إنّ أمیر المؤمنین والأئمّة من ذریته علیهم السلام هم الموازین (بحارالأنوار، ج 7، ص 251 ) در زیارتنامه حضرت علی علیه السلام هم می خوانیم : السلام على میزان الأعمال


2- موازین جمع موزون .... موزون به چیزی می گویند که وزن می شود مثل میوه که در یکطرف ترازو واقع م شود . اگر موازین در این آیه را به این معنا بگیریم ، باید بگوئیم افکار، اقوال و اعمال انسانها موازین هستند

اینکه می بینیم حضرت عبدالعظیم علیه السلام خدمت امام معصوم علیه السلام می رسید و می گوید می خواهم عقاید خود را عرضه کنم تا اگر مشکلی دارد به من تذکر دهید ، برای اینست که میخواهد موازین خود در قیامت را سنگین و پر بهاء کند .


🌷 فهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ ﴿۷﴾ پس وى در زندگى خوشى خواهد بود


🌺 در اینجا عیشه باید موصوف به صفت مرضیه می شد منتها خداوند برای تاکید اینکه زندگی در آنجا سراسر رضایت است ، صنعت ادبی بکار برده و رضایت را صفت برای عیشه قرار داده است ( زندگی در بهشت بر عکس زندگی در دنیاست ، در دنیا از خودمان راضی نیستیم ... اگر باشیم، از همسرمان راضی نیستیم ، اگر باشیم از همسایه مان راضی نیستیم یا از شرایطی که پیش می آید راضی نیستیم اما در بهشت رضایت به صورت مطلق است )


🌷 وأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ ﴿۸﴾ فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ ﴿۹﴾ و اما هر كه سنجيده ‏هايش سبك بر آيد ، پس جايش هاويه باشد

امّ 👈یعنی محل جمع شدن ... اصلا اَمّ أی جَمَعَ

کلمه هاویه 👈 از ریشه هَ وَ یَ به معنای سقوط و هلاکت است . به تمایلات نفسانی که باعث سقوط انسان می شود، « هوی » می گویند . هاویه از اسامی جهنم است چون انسانها در آن سقوط می کنند .


🌷و مَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ ﴿۱۰﴾ و تو چه دانى كه آن چيست


🌷نارٌ حامیه ( 11 ) آتشی سوزان است

کلمه حامیه 👈 از ریشه حَ مَ یَ است . این ریشه و ریشه حَ مَ مَ به معنای شدّت گداختگی می آیند . به تب بالای 40 درجه حُماه می گویند .

پایان تفسیر سوره مبارکه القارعه 🙏🌷

دوشنبه ، نهم  مرداد 1396